سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٣١٤
ندهند و حجرات را از براى چند نفر مسافر معطّل نگذارند، بلكه مردمان صحيح مسلمان و محصّلين با دين و ايمان را در آنجا منزل بدهند و هر شش ماه يك مرتبه آنها را امتحان نمايند.
و مدرّسين كه از موقوفات موظّف هستند بايد عمل خود و امتحان شاگردان را به متولّى بنمايانند.
و وزير علوم بايد آنى از حال آنها غفلت ننمايد. در زمان امتحان، خودش بايد حاضر شود. آن كسانى كه تحصيل نمىكنند از مدرسه خارج نمايند. بعد هر سالى يك مرتبه از ميان آنها كسانى كه به درد قضاوت مىخورند از براى قضاوت و اشخاصى كه به درد دعوت مىخورند از براى دعوت انتخاب نمايند.
قضات را در شهرها از براى محكمه قضاوت بفرستند و دعات را از براى دعوت به هر طرف روانه دارند و در اعمال همه آنها ناظر باشند.
هر كدام بهتر به شريعت و ملّت خدمت كردند نشانههاى امتياز به آنها بدهند و در جرايد از آنها تعريف نمايند تا عوام از خواب غفلت بيدار شوند و از بستر جهالت برخيزند، رسوم دين و آيين شريعت را بياموزند و اين فرنگىمآبان[١] طبيعى لا مذهب را موعظت و نصيحت فرمايند و اخلاق مردم را تصفيه و تزكيه نمايند و علم اخلاق را به مردم بفهمانند تا كمكم اخلاق مردم به اخلاق اسلامى برگردد و طبيعت مردم به طبيعت ايمانى معاودت نمايد.
آن زمان همان حالاتى كه يك مشت عرب وحشى تحصيل كرده بودند و به فيض آن حالت به ثلث روى كره مسلط شدند در اينها به هم خواهد رسيد و آن آثارى كه از آنها ظاهر شد از اينها ظاهر خواهد شد.
بعد از اينكه مذهب و شريعت ترقى كرد مملكت ترقى خواهد نمود و ملّت با ثروت خواهد شد. آن زمان امر دين و دنيا منظم خواهد شد.»[٢]
[١] - مآب: بازگشت. گاه بهطور تركيب در القاب استعمال مىكنند مانند جلالت مآب.
[٢] - پايان سخنان تاجر تبريزى.