سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ١٧١
چندى معيّن نمايند و به محك شور او را خالص عيار نمايند و به اكثريت آراء آن را تنقيح نمايند.
همچه دستورالعملى را قانون مىگويند كه اگر فارسىتر و روشنتر، بخواهيد بگويم، يعنى: قانون ادارات ناظره و مجريه قوانين الهى.»
شيخ متغيّر گرديد و گفت: «اى جاهل! حافظ قانون اوّل امام زمان است، بعد علما.
مردمان جاهل را به اين گفتگو چه كار؟» گفتم: «جناب شيخ! مقدارى از فرمايشات شما را تصديق مىكنم خداوند فرموده: نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ[١].
البته خداوند، قرآن را حافظ و امام زمانش هم ناصر است. و ليكن بفرماييد هرگاه شما امشب، شش ساعت از شب گذشته، از خانه خود بيرون آييد، قراولان در رهگذر و مستحفظين محلّات و بازار، هرگاه شما را گرفته تا صبح نگاهدارند و صبح شما را در اداره نظميه برده، استنطاق[٢] نمايند، اگر شما را گناهى نباشد، معاف دارند و الّا به محكمه عدليه برده، مجازات دهند؛ شما در اصل اين قضيه چه خواهيد فرمود؟
عقل شما اين حركات را صحيح مىداند يا باطل؟ باوجودى كه [در] قانون الهى، شب از خانه بيرون آمدن را گناه نيست و از معبرى كه تمام مردم حق عبور دارند، عبورش مجازات ندارد.
اگر صحيح بدانيد، اين خلاف فرموده سركار است. زيرا كه به فرموده سركار، امام زمان و علما در شبها بايد بيايند در كوچهها، احتسابى محلّات و خانههاى ما را نمايند و اگر باطل بدانيد، بفرماييد به چه قسم، عرض و ناموس و اموال مردم را در شبها محافظت نمايند؟ و در كجاى قرآن و كدام حديث رسيده، كه شب از خانه بيرون آمدن، مجازات و استنطاق دارد؟
پس، ما از براى تنظيمات مملكت و آسايش ملّت و حفظ قوانين شريعت، اداراتى لازم داريم كه به موجب دستورالعمل قانونى كه به آنها داده مىشود، آنها مال و جان و عرض مردم را محافظت نمايند و حدود الهى و قوانين شريعت حضرت رسالت پناهى را
[١] -« ما قرآن را نازل كردهايم و ما خود نگهبان آنيم» حجر ١٥/ ٩.
[٢] - اصل: اسطنطاق.