سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٩٧
مىخواهى؟
هان! برخيز، و از بيداى جهل بگريز، و به باب علم و عمل توسل جسته و سعادت انسانيت را خواهشمند باش و آسايش نوعت را مستدعى باش، كه امروز سيلاب ظلم ظالمان خانه اهل ايمان را ويران كرده و نايره جفاى نمروديان گلشن اميد مسلما [نا] ن را چون نيران نموده است. هموطنانت در دست دشمن دستگير و برادرانت به قيد كند و زنجير، تو از زحمت حمايت رسته و از قيد امتحان جسته و در غربت، در خلوت نشسته و در به روى خود بستهاى. اگر تو را پايى است در بند گذار و اگر سرى است در كمند آر.
گريه و ناله حال پيرهزنان و حمايت و همراهى كار مردان است.
|
غافل مشو كه مركب مردان مرد را |
در سنگلاخ باديه پىها بريدهاند |
|
|
نوميد هم مباش كه رندان بادهنوش |
از يك نگاه گرم[١] به منزل رسيدهاند |
|
اگر تو را شورى در سر و سوزى در دل است بينوايان را همراهى سزاوارتر است.
چون اين سروش شنيدم، بر خود بلرزيدم و در گوشهاى بخزيدم. سر در جيب تفكر و عقلم در ورطه تحيّر فرو رفت. زبان در معذرت و دل در توبه و انابت اوفتاد. سر نياز در كوى آن يار دلنواز به خاك مسكنت نهاده و از راه عجز، معذرت خواستم.
عرضه داشتم: اى مولاى من!
|
صلاح من همه آن است كان، تو راست صلاح |
همّت از تو مىخواهم و سعادت از خداوند. اگرچه بر عجز خودآگاه و بر بيچارگى خود گواهم ولى مهر گفتار بر زبان و مهر مقصود در دل و مهره اطاعت در نرد محبت به ششدر[٢] حيرت خواهم درافكند.
پس با حال نزار و تن بيمار برخاستم. ضعف و نقاهت مرا از حرم و زيارت بازداشت.
بيرون آمده به منزل مراجعت نمودم، در بين راه به دكان چلوكبابى رفته قدرى سحرى
[١] - اصل: نگاه تند.
[٢] - ششدر: هرچيز كه داراى شش در باشد، گاهى لفظ ششدر كنايه باشد از شش جهات عالم ...« اصطلاح نرد» نوعى از بازى نرد كه مهرههاى حريف در شش خانه متصل و پيوسته به هم واپس مانده باشد و بيرون آمدن نتواند.