سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٧٢
شده، قدرى نشستيم بعد روانه منزل خودمان شديم. حقير هم قدرى لوازمات از براى نهار حضرات گرفته و از براى نهار، با چلوكباب حاضر نمودم. بعد از صرف نهار قدرى خوابيديم.
برخاستم. بعد از صرف چاهى به مسجد گوهرشاد كه مركز ملاقات رفقا و مقام اخذ اخبار بود حاضر شديم.
آن روز هم بعضى اخبار موحشه نقل نمودند كه ذكرش باعث تطويل است، من جمله گفتند: كه جناب حاجى عماد و آقا مشهدى هاشم ترك برك فروش- كه از محترمين بودند- مغلولا به طرف قوچان بردند. جناب حسام و جناب حاجى قنديلى زيادتر از ما استيحاش داشتند.
غرض آن شب را بعد از عتبهبوسى آستانه مباركه در منزل آمده شام صرف نموده، خوابيديم.
*** صبح را به معمولى هميشه، بعد از زيارت و طواف مرقد آن حضرت و اظهار حاجت به منزل مراجعت نموده و قدرى استراحت نموديم. چون قبل از ورود ما به ارض اقدس، جناب حسام در شبها منبر مىرفتند و موعظه مىفرمودند، به واسطه بعضى از بيانات ايشان، حكومت مخالفت كرده بود؛ در آن زمان ميل كرده بودند، بروند در مرو. اين اوقات خيالات سابق را قوّت داده مترصّد مسافرت به مرو شدند و صلاح چنان دانستند كه چيزى به حكومت نوشته، در صورت ظاهر سفارشنامه از براى مباشرين سرحدّ بگيرد و در باطن اجازه از حكومت بوده باشد.
پس رقعهاى نوشتند به يكى از روضهخوانها داده كه به حاكم برسانند. آن روز حكومت ملاقات نشد، آن شب را هم بعد از زيارت در منزل من همگى توقّف نموديم.
فرداى آن روز جواب رقعه جناب حسام از طرف حكومت رسيد. سفارش هم نوشته بود. پس جناب مشير و جناب حسام هر دو به مسافرت مرو عازم شدند و مهياى رفتن شدند.