سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٣٥٩
مباينت داشته باشيم. در شبهات هرگاه مخالفتى به هم رسد از روى كتاب و سنّت بايد آن شبهه را مرتفع سازيم.
حال از جنابعالى مىپرسم از روى كدام كتاب آسمانى و سنّت كدام نبى، چند نفر صاحب منصب روسى سزاوار است كه جمعى از عساكر اسلام، از قزاق و غيره را بر دارند و مسجد مسلمانان را هدف گلوله توپ و تفنگ نمايند و شيعيان امير المؤمنين- عليه السلام- مقتول و قتلاى آنها را بدون غسل و كفن در مزبلهها و يا چاههاى عميق بريزند؟
اين امر اگر در زمان حضرت ختمى مرتبت- صلّى اللّه عليه و آله و سلّم- وقوع به هم رسانيده بود، آيا آن حضرت ساكت بود و ساير مسلمانان را ملامت نمىفرمود؟
مگر حضرت احديّت در كلام مجيدش نمىفرمايد: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ[١] اى كسانى كه ايمان آوردهايد، دشمنان مرا و دشمنان خودتان را اولياى خود قرار ندهيد و با ايشان دوستى مكنيد و در جاى ديگر مىفرمايد: وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا[٢] و در اين مقام" لن" از براى نفى ابد است. يعنى ابدا و در هيچ وقت خداوند قرار نداده كافرين، بر مؤمنين سبيلى داشته باشند. و در سنن نبى هم معلوم است كه آن بزرگوار چه مقدار نهى فرموده كه كفّار را بر خود مسلّط ننماييد، زمام امور خود را در دست آنها مدهيد زيرا كه آنها بر شما و مذهب و كتاب شما دشمن هستند. هرگز عزّت و راحت شما را نمىخواهند.
محمّد على ميرزا اگر مسلمان و پادشاه مسلمانان است، از روى كدام قانون اسلاميت چند نفر روسى وحشى لا مذهب را به اين اندازه بر مسلمانان تسلّط داد؟
بفرماييد بدانم، محمد على ميرزا مسلمان نيست و يا پركينگ رئيس بريگاد قزّاق، كافر و لا مذهب نيست؟ اگر او مسلمان است اين عمل، مخالف مسلمانى است و اگر آن كافر
[١] -« اى مؤمنان اگر براى جهاد، در راه من و طلب خشنودى من[ از وطن خود] بيرون آمدهايد دشمن من و دشمن خودتان را دوست مگيريد، كه به آنها مهربانى كنيد» ممتحنه ٦٠/ ١.
[٢] -« و خداوند هرگز كافران را به مؤمنان سلطه نمىدهد» نساء ٤/ ١٤١.