سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٣٥٢
از اين مقوله، از بدو خلقت تاكنون بسيار واقع شده، هركس به اماكن مقدسه اسائه كرد، مكافات خود را ديد. هركس كه ظلم او از حدّ گذشت به زودى مجازات خود را ديد، چنانچه كلام مجيد شاهد [مضمون اين خبر] است «الناس مجزيون باعمالهم ان خيرا فخيرا و ان شرّا فشّرا»[١]، نمىخواهم بگويم شدّاد چه كرد، نمرود چه ديد، فرعون چه شد، چنگيز خونريز عاقبتش چه شد، ولى از براى تنبيه و استعلام و اطلاع شما عرض مىنمايم. يزيد بن معاويه سه سال سلطنت كرد. سال اوّل حضرت سيّد الشهدا را شهيد كرد و سال دويم مدينه منوّره را قتلعام نمود و سال سيّم مكّه معظّمه را خراب كرد.
بعد از اينكه مسرف بن عقبه[٢] را مأمور نمود از براى قتل و غارت مدينه و مكه، آن خبيث باوجود كبر سن و پيرى از براى جيفه دنيا و دو روزه زندگانى اين امر شنيع را بر عهده گرفت با دوازده هزار از اشرار و اوباش شام به طرف مدينه حركت كرد. مدينه را محاصره نمود.
باوجود [آنكه] اهل مدينه از مهاجر و انصار و بعضى از اصحاب پيغمبر- صلّى اللّه عليه و آله و سلّم- و اولادهاى آنها بودند، سه روز نايره قتال را اشتعال داشت. بسيارى از بنى هاشم و مهاجرين و انصار را شهيد كرد تا وارد مدينه گرديد.
سه روز هم فرمان قتلعام داد و حتى سواران آن بدبخت، سواره در حرم مطهر نبوى ورود نمودند و در روضه مقدسه، مسلمانان را كشتند و ناموس مسلمانان را ضايع داشتند كه هر شبى چند هزار فراش زنا گسترده مىشد. رؤساى قوم و بزرگان را حاضر مىنمود و به بندگى يزيد از مردم بيعت مىگرفت. هر بيچاره كه تأمل مىكرد، فورا او را گردن مىزد.
آن مقدار خون بىگناهان را ريخت كه او را مسرف بن عقبة ناميدند. عاقبت نوشت از
[١] - توضيح اين مطلب در زيرنويس صفحه ٣١٠ آمده است.
[٢] - مسلم بن عقبه.( ...- ٦٣ ه/- ٦٨٣ م): آنقدر در قتل و خونريزى اسراف كرد كه او را مسرف ناميدند.
« الاعلام، ج ٧، ص ٢٢٢»