سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٣٢٧
گندم خوب هم دادم زراعت نماييد و فايده ببريد. افسوس كه از روى بىشعورى و نادانى تخم گندم سعادت را به ارزن شقاوت معاوضه نموديد و از براى نفع عاجل، راحت زمستان خود را به مذلت و مشقت مبادله كرديد و آب و خاك مرا معطّل گذارديد و پاس نعمت خداوند و حق مالكيت مرا نگاه نداشتيد و عمر خود را به جهالت و بطالت گذرانيديد و در عوض گندم، ارزن زراعت نموديد.
حال توقع داريد آن عملى كه زراعين گندم بردهاند شما هم ببريد و آن عزّت و راحت و سعادت و ثروت كه آنها بردهاند مىخواهيد ببريد؟ «هيهات هيهات من الجهل و الغرور و قد قضى الامر و فار التنور» حال پاداش عمل شما آن است كه در اين يك سال در كمال ذلّت و فلاكت به مزدورى زارعين گندم و دريوزگى خانه ايشان گذران نماييد و به فقر و مسكنت زندگانى كنيد، زيرا كه دنيا دار عمل است. غير از كشته خود درو نخواهيد نمود چنانچه گفتهاند:
|
از مكافات عمل غافل مشو |
گندم از گندم برويد جو ز جو |
|
اگر شما هم مانند زراعين ديگر از روى علم، عمل نموده بوديد، تخم شرافت را به دانه جهالت معاوضه ننموده بوديد و ثروت خود را به هواى شهوت بر باد نداده بوديد امروز به فقر و مسكنت و قرض و نكبت دچار نمىشديد.
حال كه متوسل به ذيل عنايت من شدهايد شما را راهى آموزم و چارهاى گويم.
از گذشته خود عبرت گيريد و در فكر آينده خود باشيد، باز هم من از روى شفقت به شما محبت خواهم نمود و به مقدار كفايت شما و در خور استطاعت شما زمين و آب و گاو و خانه و مسكن مىدهم و مقدارى هم تخم مىدهم. چون وقت سنبله گذشت و سنبل سعادت از دست رفت، موسم ميزان رسيده و ميزان علم و عمل باقى است.
فورا از بستر جهل برخيزيد! تنبلى و تنپرورى را كنار گذاريد گاوهاى همت را از طويله غفلت بيرون آريد و اسباب علم و هنر را بر آنها سوار نماييد و اراضى طبيعت را با جهد كافى و سعى وافى شيار نماييد و تخم اتحاد و اتفاق بر آن اراضى بيفشانيد و از سرچشمه حكمت به آب معرفت آبيارى نماييد.