سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٢٦٩
آن هم نه از اغراقات شاعرانه و كلمات جاهلانه، بلكه از روى معرفت و دانش و اطّلاع و بينش. نه آنكه نفهميده و نسنجيده گاهى بولهب را سلمان بخوانيد و يا هامان را هارون بدانيد.» فورا آن شخص عالم و آن يك نفر روضهخوان تصديق كردند و گفتند:
«فرموده شما صحيح است. در وقت خوردن غذا كلمات واهى نبايد گفت و در اوقات ديگر هم سنجيده بايد سخن كرد.»
حضرات چون اين دو نفر را با من هم قول ديدند ساكت ماندند تا آنكه نهار خورده شد و سفره را هم برچيدند. بعد از نهار آن دو نفر روضهخوان كه يكى حامى دولت و ديگرى طرفدار ملّت بود مشغول صحبت شدند.
روضهخوان حامى دولت پيوسته از جود و احسان و سخاوت دولتيان بيان مىكرد كه آنچه آثار خير است از اين جماعت است. از قبيل تعمير مساجد و مدارس و اماكن مقدسه و بقاع شريفه و حفر قنوات و اعطاى صدقات و اقامه تعزيه ائمه طاهرين و اطعام به مساكين و غيره و غيره. اگر اينان نباشند رشته امور مهمل و مصالح جمهور مختل خواهد ماند.
روضهخوان حامى و طرفدار ملّت مىگفت: «اى بيچاره! حديث «لا تزون و لا تتصدّق»[١] را نخوانده و إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ[٢] را در قرآن قرائت ننمودهاى؟ اين از عدل الهى دور و از مروّت و انصاف بيرون است كه اين ظالمان به ظلم و عدوان اموال بيچارگان را بگيرند و به لهو و لعب مصرف كنند و از براى اسكات خاطر بعضى مقدارى از آنها را به شما اهل منبر بدهند تا در محافل و مجالس آنان را از اسخيا و اتقيا بشماريد.»
و چندى از اين كلمات بر او ايراد نمود. بعد آنكس كه از خدمه آستانه بود گفت:
«اشخاصى كه متصدى امور و مباشر رتقوفتق امور جمهور هستند از براى مردم
[١] - لا تزنى و لا تتصدّقى:« نه زنا كن و نه صدقه بده» ر. ك: بحار الانوار، ج ٣٤، ص ٤٣١. نزديك به اين مضمون است:« نان همسايگان دزديدن و به همسايگان دادن در شرع نيست.» امثال و حكم، ج ٣، ص ١٣٤١.
[٢] -« خداوند تنها از پرهيزكاران مىپذيرد» مائده ٥/ ٢٧.