سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٢٥٤
از روى انصاف بفرماييد؛ امام- عليه السلام- از اين صفات راضى است يا نه؟!»
شيخ چون حالم را ديگرگون و ديدگانم را پرخون ديد، با سختى مكالمت كه خوف مشاجرت و منازعت مىرفت زبان ملايمت گشود و گفت: «مقدارى از كلمات شما را تصديق مىكنم، ولى شما مىدانيد نصيحت به اين مردم عوام" آهن سرد كوفتن و خانه در ره سيل ساختن" است. تربيت اين جاهلان به عهده امام زمان- عليه السلام- است. چون گوش شنوايى ندارند ماها هم لب فرو بستهايم و سخنى نمىگوييم.»
گفتم: «جناب آقاى شريعتمدار! اگر فردا شما را در محكمه پروردگار و خدمت رسول مختار حاضر سازند و از شما علما سؤال نمايند كه اين همه وجوهات بريّه كه به مصرف شما علما رسيده و اين مقدار از سهم امام و رسول و مظالم عباد كه در دست شما مىرسد، آيا شد كه يك نفر از شما از براى رضاى خدا بدون اسم شريعتمدارى و يا حجة الاسلام فقط به اسم دعوت در ميان ايلات و عشاير برويد و آنان را به سوى احكام الهى و قوانين شريعت نبوى- صلّى الله عليه و آله و سلّم- عودت دهيد و مقدارى از قواعد و رسومات مذهب به آنها بياگاهانيد و آن بيچارهها را به شاهراه طريقت هدايت نماييد؟
آيا شد از اين وجوهات كه به مصرف بيرونى و اندرونى و اثاث البيت و اسب و استر و ضياع و عقار و خدم و حشم و غيره رسانيدهايد، مقدارى از آنها را به چند نفر طلبه فقير داده و هريك از آنها را به سوى دهكدهاى روانه نموده تا به موعظت و نصيحت، مردم را هدايت نمايند و آنها را از آتش جهالت برهانند؟
مگر نه آنكه رسول خداى فرموده «خير النّاس انفعهم للنّاس.»[١]
اين روزى دو مرتبه زيارت شما و يا نماز پنج وقت شما و يا بر فرض نافله شب شماها چه فايده از براى مردم دارد و به مضمون «علم بلا عمل كشجر بلا ثمر.»[٢] ثمره علم شما نبايد آن باشد كه خود به نماز و روزه و يا ساير عبادات قيام نماييد بلكه ثمره علم شما آن است كه گمشدگان طريق شرع را هدايت فرماييد.
[١] - يعنى:« بهترين مردم كسى است كه براى مردم سودمندتر باشد.» نهج الفصاحة، ص ٣١٥.
[٢] - يعنى:« علم بىعمل مانند درختى است بدون ثمر.» غرر الحكم، ج ٢، ص ٤٩٨.