سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ٢٤٠
مريض تغيرى به هم نرسد، ولو به اتلاف نفوس و نهب اموال و ضايع شدن عرض بوده باشد.
و الّا در شناختن طبيب و حكم معالجه مخالفتى نيست. اگر حرفى است در استعمال ادويه و مقدار و كيفيت آن است.
امروز اين انقلابى كه در نقطه آسيا از ايران و عثمانى و روس واقع شده، جز اظهار يك مسأله بيش نيست و آن، آن است كه مردم از مخالف و معاند مىگويند، ما عدل خواهيم و عدالت طلبيم و اصل مسأله را كسى نمىتواند انكار نمايد زيرا كه حسن و قبح اشياء عقلى است و هر ذىحسّى مىگويد معدلت خوب است.
ولى ظالمان ظلم خود را و خائنان خيانت خود را به عدل نسبت مىدهند و ستمكاران جفاى خود را مقتضيات عصر مىپندارند و بدين بهانه خون عالمى را در پيمانه كردهاند.
و از آن طرف هم عدالتطلبان و حرّيتخواهان كه اسير ظلم ظالمان و گرفتار سرپنجه خائنانند، مىخواهند خود را از قيد رقيّت آنان برهانند و به قيد مشروطيت، عدالت مىطلبند.
و عوام كالانعام چون از سرچشمه معرفت كامى تر نكردهاند و از صهباى علم ساغرى نكشيدهاند طايفهاى در گرد آنان و فرقهاى در اطراف اينان با ايشان همآوازند و اين اختلاف كلمه سبب پريشانى و گرفتارى آنها شده، مسلّم است تا اين اختلاف كلمه از ايشان مرتفع نگردد به فيض سعادتى نايل نخواهند شد و به راحتى زندگانى نتوانند نمود.
از اين جهت بود كه در اوّل عرض كردم تا اين خلاف در ميان ما برداشته نگردد و از بوته جهل بيرون نياييم آسوده نخواهيم شد و تا عالم نشويم و غرض را به يكسو ننهيم، اين مخالفت به موافقت و اين ضديت به الفت مبدّل نخواهد شد.»
[چگونه ميان اديان الفت و موافقت صورت مىگيرد؟]
يهودى گفت: «چگونه در ميان ما و شما الفت و موافقت صورت گيرد؟ و حال آنكه شما مسلمان به قسمى با يهود به مخاصمت و دشمنى رفتار مىكنيد كه به كلّى طبايع