سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ١٧٥
«شورى» براى ما فرو فرستاده و در تعريف اهل ايمان مىفرمايد: وَ الَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ[١]، يعنى آنان كسانى هستند كه اجابت كردند پروردگار خود را و اقامه داشتند نماز را و اختتام يافت امور ايشان به مشورت.
پس در رديف اجابت پروردگار و اقامه صلوة شور را بيان فرمود، تا بنده [گان] در تيه ضلالت سرگردان، و در وادى حيرت حيران نمانند و زورق مقاصد و مطالب از گرداب افكار به توسط ناخدايان اهل شور، به ساحل نجات كشانند و به طريق علم و معرفت، ابواب نيكبختى و سعادت به روى ملّت بگشايند تا به مضمون: الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ[٢] آراى صحيحه را انتخاب نموده و به فيض شرافت مقاصد عاليه كامياب گردند، و از همين جهت بود [كه] حضرت پروردگار به رسول مختار امر فرمود:
وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ[٣] كه مىخواهد بفرمايد: اى عقل كل! و اى هادى سبل! اگرچه خميرمايه طينت و صفاى نورانيّتت، به آب سرچشمه علوم من سرشته و هيولاى بشريّتت در چمن قدس مشيّت من نشو [و] نما يافته [و] خاطر مباركت از جهل و نادانى مبرّا و آيينه خيالت از جلوه جمال دلآراى من مصفّا است، ولى برحسب تكليف و آموزگارى اين ملّت حنيف، تو را با امّت مشاورت بايد و در وتيره مشورت و مصلحت، مخالفت نشايد، كه در مشورت شعلههاى شبستان هدايت باهر و گوهر گرانبهاى سعادت ظاهر خواهد گرديد.
لهذا مقنّن قوانين دين مبين، حضرت خاتم النبيين مىفرمايد: «ما شقى عبد قطّ بمشورة و لا سعد باستبداد الرأى»[٤] يعنى «به ضلالت نيفتاد، هركسى كه در امور مشورت كرد؛ و از سعادت و سيادت محروم ماند، هرآنكه باب استبداد به روى خود
[١] -« و كسانى كه نداى پروردگارشان را استجابت كردهاند، و نماز را برپاداشتهاند و كارشان رايزنى با همديگر است» شورى ٤٢/ ٣٨.
[٢] -« همان كسانى كه قول[ نيك و حقّ] را مىشنوند و آنگاه از بهترين آن پيروى مىكنند» زمر ٣٩/ ١٨.
[٣] -« و در[ اين] كار با آنان مشورت كن، و چون عزمت را جزم كردى بر خدا توكل كن» آل عمران ٣/ ١٥٩.
[٤] - يعنى: هرگز انسانى به جهت پند و راهنمايى راه و روش صحيح و درست بدبخت نشد و از بسنده كردن به يك راى خوشبخت نگرديد. با اندكى تفاوت در: نهج الفصاحة، ص ٥٣٣.