سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ١٤٧
نشينند؟ و حال آنكه اين مطلب از وظايف ايشان است.»
فرمودند: اى برادر من در اين مقام كلامى نمىتوانم گفت. علما در اين شهر سه طبقهاند:
يك طبقه طلاب كه فقط همّشان مصروف در مقدّمات و بعد از مدّتى از رياضات، به شناختن الف و لام موصول خود را مقبول خدا و رسول مىدانند. سراير علم را منحصر در شناختن بعضى از حروف ضماير مىفهمند و از قواعد علم به رفع فاعل و نصب مفعول و جرّ مضاف اليه قناعت دارند و مضاربه زيد و عمر [و] را نگرانند تا چه نتيجه بردارند و اينان منتهاى آمالشان آن است كه چند شعرى از عربى و فارسى و بعضى از حكايات و مطايبات تحصيل و ضبط نموده تا نديم كدام حاكم گردند و يا اديب كدام محفل شوند و يا معلّم پسر فلان خان و يا فلان تاجر گردند. بسيارى از اين جماعت به عنوان زيارت از اوطان خود مسافرت نموده و مهاجرت كرده، حال مجاورت را اختيار نموده، به واسطه تسهيل امر معيشت در حجرهاى از مدرسه توقّف داشته از موقوفه مدرسه هم موظّف است؛ ديگر او را به امر معروف و نهى از منكر چه كار است؟
طبقه ديگر كه بابى از شرايع و كتابى از شرح لمعه مطالعه فرمودهاند، ايشان از شريعتمداران اين ولايت محسوب خواهند بود. همّشان بر آن مصروف است كه عقد نكاح و صيغه طلاقى جارى نمايند تا دو قرانى دريافت دارند و اين جماعت از آستانه و حكومت هم موظفند. و چون از دو طرف آبستن هستند، تكليف ايشان مقتضى نيست در نهى از منكرات زحماتى متحمّل شوند و يا صدماتى بكشند. چه ايشان هنوز به مقامات عاليه علم نرسيده و طعم درجات شريفه فضل را نچشيده، همان به منصب شريعتمدارى و ملّاباشى و سلطان العلما و ناظم العلما بودن قناعت كردهاند و به در خانه ظلمه و اربابان ثروت رحل اقامت درانداختهاند و در ابواب فقه به تملّق از ناكسان و تحمّل ناملايمات و ديدن منكرات و معاونت بر ظلم ساختهاند و از براى چند تومان مستمرّى و مقدارى وظيفه برقرارى، از ساير وظايف و تكاليف خود گذشتهاند. با اين همه گرفتارى و