سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ١٤٥
به اسم چراغخانه خرجتراشى مىكنند و حساب مىسازند.
عرض كردم: «اى برادر! مگر اين املاك و مستقلّات را فقط از براى مصارف بقعه منوّره و وظايف خدمه وقف نمودهاند؟»
فرمودند: «خير، چنين نيست. بلكه هر مقدارى از اين املاك، از براى مصارف معيّنى وقف شده است. مثلا بيمارخانه حضرتى- عليه السلام- موقوفه معيّنى دارد. دواخانه حضرتى موقوفه معيّنى دارد. آشپزخانه حضرتى موقوفه معيّنى دارد. كتابخانه حضرتى موقوفه معيّنى دارد. چراغخانه حضرتى هم موقوفه معينى دارد. و همچنين فرش آستانه و تعميرات آستانه و گيوه از براى زوّار و مخارج پيادگان زوّار و پوستين و نيمتنه از براى فقراى زوّار و تعميرات حرم و صحن مقدس و غيره و غيره و غيره كه هريك موقوفه معيّنى دارد.
و از همين قرار مصارف مسجد گوهرشاد، از حقوق ائمه جماعت و حصير و فرش مسجد و مواجب فراش و حقوق واعظين و مسألهگوها و مصارف چراغ و مخارج نهار و شام خدمه مسجد، هركدام موقوفه معيّن دارد كه از براى هريك از اين مصارف موقوفه معيّنى برقرار نمودهاند و وقفنامههاى متعدّد نوشتهاند و متولّى مخصوص برقرار كردهاند. مع ذلك تمام را درهم و برهم كردهاند، به زوّار دينارى يا يك لقمه نانى و يا لباس كهنه و يا كفش كهنه نمىدهند و در عوض آنكه بيمارهاى زوّار غريب را در شفاخانه حضرتى برده معالجه نمايند، آن بيچارهها را زاركش كرده و جنازه آنها هم يك روز و دو روز در ميان صحن و يا در گوشه كاروانسرا اوفتاده اعتنايى نمىكنند. مگر آنكه يك مسلمانى از خارج پيدا شود و آن جنازه را بردارد. و هرگاه مرده يك بيچاره را بخواهند در صحن دفن نمايند، وارث بزرگ آن متوفى اهل آستانه خواهند بود و بلكه به نداى هل من مزيد[١] تمام متروكات آن متوفى را متصرف خواهند گرديد.
اينقدر بدان كه از براى زوّار بيچاره، در آشپزخانه حضرتى لقمه طعامى جز مسمّى چماق و در دارالشّفاى آن بزرگوار غير از داروى سمّ ضاق، ترياقى نيست.
[١] - آيا باز هم بيشتر هست؟