سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ١٤١
نفهميدم، خوب است كه توضيح فرماييد.»
فرمودند: «توقّف در مقامات بسيار است. بعضى از آنها همان بود كه خودتان ملاحظه نموديد از قبيل پاى سينى زهرآلود و پاى شمعدان و سفرهخانه حضرتى و رواق بالاسر و رواق پايين پا و مقام لعنت به هارون و مأمون و زير قنديل بزرگ و ارائه جواهرات و شمشير جواهر [نشان] و زيارت قفل ضريح و ساير مقامات در حرم.
و ليكن ساير مقامات در خارج حرم بسيار است: يكى منبر صاحب الزمان و آن منبرى است در ايوان مقصوره در مسجد گوهرشاد و آن منبر بزرگى است دردار، به شبيه منابرى كه در افغانستان مىسازند. از قرارى كه معروف است: نجّارى از افاغنه، در زمان قديم خواسته اظهار هنر و صنعت خود را نمايد، اين منبر را ساخته، چون اين طرز منبر در ايران معمول نيست، لهذا خدّام، زوّارهاى عوام را در پاى آن منبر برده و مىگويند كه امام عصر هر زمان كه ظاهر شود در بالاى اين منبر خواهد رفت، لهذا اين منبر را شرافت بسيار است. لهذا زيارت مجعولى مىخوانند و مقدارى نياز مأخوذ مىدارند.
و ديگر مقام سنگ امتحان است و آن سنگى است در نزديكى قبرستان. اين بيچارگان را در نزد آن سنگ برده و مىگويند: حلالزاده كسى است كه بتواند اين سنگ را بردارد و اين امتحان حلالزادگى و حرامزادگى است. قبل از اينكه اين مردم عوام بخواهند آن سنگ را حركت دهند، آن خادم ايستاده دعايى و زيارتى مىخواند و وجهى مىستاند و مردم از ترس آنكه مبادا حرامزاده باشند در كمال خضوع و خشوع نذرها مىدهند و نيازها مىكنند كه بتوانند آن سنگ را بردارند.
مقام ديگر نقارخانه حضرتى است كه در آنجا هم عوام را برده وجهى مأخوذ مىدارند.
و ديگر بيمارخانه حضرتى و كارخانه چراغ حضرتى و آشپزخانه حضرتى و دربار حضرتى و سقاخانه اسماعيل طلايى و مسجد پيرهزن و پير پالاندوز و باشماقخانه[١] حضرتى و كبوترخانه حضرتى و دواخانه حضرتى و گلدستههاى حضرتى، و بسيار
[١] - باشماقخانه: كفشدارى.