سفرنامه گوهر مقصود: خاطرات سياسى و اجتماعى دوره استبداد صغير - طهرانى، سيد مصطفى - الصفحة ١٢٨
و بعضى به اسم فيروزه فروش چنان در دزدى مسلّط و ماهرند كه نسيم عيّار از ايشان فرارى است. مثلا فيروزه كه يك قران ارزش داشته باشد به ده تومان مىفروشند و هرگاه كه ايشان را ملامت نمايند كه آخر تو مسلمان و مشترى بيچاره مسلمان، اين چه انصاف است كه اگر روزى مشترى معطل و پريشان بشود، فيروزه ده تومانى را به پنج قران نتواند بفروشد؟
جواب مىدهند اين تجارت انتيقه[١] است و معامله انتيقه غبن ندارد.
گويا آنكه خداوند در باب معامله انتيقه سوره مخصوص و يا آيه معيّنى فرستاده و مجاز فرموده تا مسلمانان را بچاپند.
و بعضى ديگر به اجاره و استجاره املاك كاروانسراها و خانهها مىپردازند، مانند آنكه يك خانه، شش باب اطاق[٢] داشته باشد، سالى سى تومان اجاره مىكنند و هر اطاقى را به ده نفر زوّار مىدهند و از هريك، روزى پنج شاهى لااقل مىگيرند، كه هر اطاقى را روزى دو ريال و ماهى هفت تومان و پنج هزار و سالى نود تومان. پس آن خانه كه شش اطاق دارد و سى تومان اجاره نموده، سالى پانصد و چهل تومان اجاره برمىدارد و به اين اندازه بىانصافى قناعت ندارد و سالى دو مقابل اين اجاره كه از زوّار مىگيرد بايد از معاملات آنها از قبيل فروختن عليق و ملزومات ديگر به آنها و بعضى تدليسات كه انسان از گفتن آن شرم دارد، فايده بايد ببرد.
به آن هم قناعت ندارند اگر زوّار غريبى بميرد، وارث بزرگ او خواهند بود و اگر آن زوّار متاعى داشته باشد، بخواهد بفروشد، در فايده، شريك بزرگ خواهند گرديد و شرح حالات اين فرقه بيش از آن است كه بتوانم امشب از براى شما شرح دهم.
و فرقه ديگر از مردم اين ولايت، محرّرين و رمّالانند كه در صحن بزرگ و صحن ديگر و مسجد گوهرشاد و درب درهاى صحن نشسته و مقدارى هم در بالاخيابان و پايين خيابان متوقفند. شغل ايشان در ظاهر محرّرى و رمّالى است و ليك هزار رشته كارهاى قبيح در دست دارند.
[١] - انتيغه: در تداول عامه آنتيك.
[٢] - اصل: اوطاق.