رساله توضيح المسائل - التبريزي، الميرزا جواد - الصفحة ٣٨٧ - عدّه اى از زنها كه ازدواج با آنان حرام است
نكند، بلكه اگر زنى را عقد نمايد و پيش از آنكه با او نزديكى كند با مادر او زنا كند، بهتر آن است كه از آن زن جدا شود، ولى اگر با او نزديكى كند و بعد با مادر او زنا نمايد، بلا شك لازم نيست از آن زن جدا شود.
مسأله ٢٤٠٦- زن مسلمان نمىتواند به عقد كافر درآيد، مرد مسلمان هم نمىتواند با زنهاى كافره غير اهل كتاب ازدواج كند، ولى صيغه كردن زنهاى اهل كتاب مانند يهود و نصارى مانعى ندارد، و بنابر احتياط استحبابى عقد دائمى با آنها ننمايد، و بعضى از فرق از قبيل خوارج و غُلات و نواصب كه خود را مسلمان مىدانند، در حكم كفّارند، و مرد و زن مسلمان نمىتوانند با آنها به طور دائم يا انقطاع ازدواج نمايند.
مسأله ٢٤٠٧- اگر با زنى كه در عدّه طلاق رجعى است زنا كند، آن زن- بنا بر اظهر- بر او حرام نمىشود، و اگر با زنى كه در عدّه متعه، يا طلاق بائن، يا عدّه وفات است زنا كند بعداً مىتواند او را عقد نمايد، اگرچه احتياط مستحب آن است كه با او ازدواج نكند. و معناى طلاق رجعى و طلاق بائن و عدّه متعه و عدّه وفات در احكام طلاق گفته خواهد شد.
مسأله ٢٤٠٨- اگر با زن بىشوهرى كه در عدّه نيست زنا كند، بعداً مىتواند آن زن را براى خود عقد نمايد، ولى احتياط واجب آن است كه صبر كند تا آن زن حيض ببيند بعد او را عقد نمايد، و اگر ديگرى بخواهد آن زن را عقد كند اين احتياط مستحب است.
مسأله ٢٤٠٩- اگر زنى را كه در عدّه ديگرى است براى خود عقد كند، چنانچه مرد و زن يا يكى از آنان بدانند كه عدّه زن تمام نشده و بدانند عقد كردن زن در عدّه حرام است، آن زن بر او حرام ابدى مىشود، اگرچه مرد بعد از عقد با آن زن نزديكى نكرده باشد.
مسأله ٢٤١٠- اگر زنى را كه در عدّه ديگرى است براى خود عقد كند، و با او نزديكى كند، آن زن بر او حرام ابدى مىشود، اگرچه نمىدانسته كه آن زن در عدّه است يا نمىدانسته كه عقد زن در عدّه حرام است.
مسأله ٢٤١١- اگر انسان بداند زنى شوهر دارد و ازدواج با او حرام است و با او ازدواج كند، بايد از او جدا شود و بعداً هم نبايد او را براى خود عقد كند، و همچنين است اگر نداند كه آن زن شوهر دارد ولى بعد از ازدواج با او نزديكى كرده باشد.