متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٥ - آخرين سخن درباره ماترياليسم و دياليكتيك
فهميدهاند، سوسيالسمى در پناه منطق و فلسفه و عقل و خرد قابل پيشرفت نيست تنها ضامن اجرائى آن زور (قانون عمومى جنگل) است لذا اصل حركت دفعى را اختراع كردند تا انقلابات سوسيالسمى (يعنى آدمكشى و خونريزى و ...) را يك امر حتمى طبيعى نشان دهند.
دفعى بودن تحولات كيفى هرچند در پارهاى از موجودات مادى واقع است ولى لازم و حتمى و عمومى نيست زيرا موجوداتى داريم كه تحول آنها تدريجى است نه دفعى چنانچه از توجه نمودن بمراتب مختلفه خلقت انسان (از نطفه تا خاك شدن در گور) و نظر كردن بحالات گياه درختان و اوضاع زمين و غيره محسوس است.
چنانچه اصل چهارم دياليكتيكى كه ارتباط عمومى اشياء است نيز قابل بحث است چه اگر مرا در ارتباط اشياء بعلل و اسباب خودشان باشد كه البته حق است ولى اختصاصى دياليكتيك نيست، و همه او را قبول دارند بلكه تا حدود زيادى حسى و مورد تسالم مردم كوچه و بازار است.
و اگر مراد علّت شدن حادثى براى علّت خود باشد كه بالاخرة يك شئى نسبت بيك شئى ديگر هم علّت گفته شود و هم معلول، مسلما محال و باطل است و اين مسأله در فلسفه باسم دور ياد مىشود كه ما سابقا بآن اشاره كرديم.
و اگر مراد ارتباط هر شئى بهر شئى باشد حتى اگر عليتى هم بين آنها نباشد باز هم اصل مذكور غلط است، زيرا هيچ ربطى ميان