متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٧ - (مادّه خالق ميخواهد)
اگر كسى صدها خروار چوب را فراهم آورد ممكن نيست دروازه و ميز مثلا خود بخود صورت گيرد، بلكه حتما بايد نجارى باشد كه بكمك ماده چوب دروازه، و ميز را درست كند، اگر تمام مسهاى عالم جمع گردد و مسگرى نباشد ديگى ساخته نخواهد شد و اين قانون در عالم طبيعت عموميّت داشته و خللناپذير است.
و ازين بيان مختصر فهميده ميشود ماديها در انكار خداوند عالم سخت در اشتباهند زيرا سبب فاعلى و غائى جهان مادى را از نظر بدور داشته فقط متوجه علت مادى و صورى آن شدهاند، و غفلتا و يا عمدا ادعا ميكنند ماده به تنهائى براى خلقت عالم محسوس كفايت ميكند.
بعبارت ديگر علّت مادى را بىنياز كننده از سبب فاعلى ميدانند ولى بايد از اينها سؤال كرد كه آيا در دنيا موردى است كه موجود مادىاى بمجرد مادّه وجود گيرد و فاعلى نخواهد، وقتى يك موجود جزئى بدون فاعل تحقّق نپذيرد چطور ممكن است تمام كائنات بدون فاعل صورت هستى را بخود بگيرد.
بلكه موضوع بوجود آمدن عالم بدون فاعل از نظر عقل مشكل تر از درست شدن دروازه از مجرد ماده چوب بدون مداخله نجّار است، زيرا در موضوع دروازه، چوب موجود است فقط صورت آن احتياج بعمل نجار (سبب فاعلى) دارد ولى عالم در صورت و ماده خود محتاج باراده فاعل خود (واجب الوجود) ميباشد.
خواننده تيزهوش از همين مقدار بيان ما قوىترين دليلى را