متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٠ - ماركسيسمى كه بكشور ما فرستاده اند
غلط است، چه حقيقتى كه مارك معلوليّت بخود ندارد سؤال از علّت آن بىمعنى ميشود، چنانچه سؤال كردن از اينكه از جمع (٥) با (٥) چرا ده حاصل ميشود غلط است، زيرا اين حاصل مذكور ضرورى است، و امكان ندارد، (نه) بشود يا (يازده) بهمين ترتيب ممكن نيست مفهوم واجب الوجود كه هستى او عين ذات اوست در خارج موجود نباشد.
راستى آقايان ماترياليست ماركسيستى ميخواهند در مسائل عميق فلسفى مانند تظاهرات سياسى بمجرد شعار دادن اكتفاء كنند، آرى: اينها باعثى براى تحقيق موضوعات فلسفى ندارند، زيرا آنها بچيزهاى ديگرى متوجهاند.
آنها ميگويند «بعقيده ايدهاليسمهاى عينى آنچه مورد شناخت انسان است ايده و روح جهانى است نه طبيعت و جهان عينى»
(اولا) جمع نمودن بين ايدهآليسم و عينيّت مانند جمع نمودن ميان شب و روز است.
(ثانيا) خداشناسان طبيعت و جهان عينى را قبول دارند، و از همين عينيّت طبيعت بآفريدگان جهان تصديق مىكنند، قرآن مقدس هميشه از عينيّت ماديّات بشر را بخارج كائنات متوجه ميگرداند، بلى ماترياليستها در عالم خيال مطلق سير نموده، و در همان قوه متخيّله خويش از متافيزيكى، تصويرى درست ميكنند، و سپس آنرا روى كاغذ سفيد نقاشى ميكنند و بعدا آنرا باسم فلسفه (!!) بخورد جوانان ساده