متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٩ - ماركسيسمى كه بكشور ما فرستاده اند
شده نيست، ادعائى است بدون دليل و خارج از تجربه و حس و ما بعدا بوسيله ادّعاء عقلى ثابت خواهيم كرد كه ماده مخلوقات است، و از ازليت بىبهره است، خصوصا اگر بناء شد كه اصل ماده انرژى بوده و ماده جز انرژى فشرده چيز ديگرى نباشد.
(خامسا) اين گفته كه (هيچ نيروى خارق العاده درين جهان وجود ندارد) برخلاف علم و فسفه است، تا امروز كسى در دنيا نتوانسته دليلى براى عدم وجود آفريدگار جهان اقامه كند، و نه هيچ عاقلى توانسته هستى او را اين طور صريحا انكار كند، بلكه آخرين سلاح ماديّين اينست كه وجود خداوند براى ما ثابت نشده و ما درباره هستى او شك داريم، ولى اين آقايان كه با اغراض سياسى ماسك فلسفه را پوشيدهاند و از مرتبه شك بمرتبه انكار قدم گذاشتهاند ...
نيروى كه خارج جهان طبيعت است، و تمام هستى عالم از آفرينش اوست وجود او شكبردار نيست، و از مطالب گذشته دانستيم كه مفهوم واجب الوجود مفهومى است كه نفس تصوران مستلزم تصديق بوجود اوست، وجود واجب مختار علت همه اشياء است، و لذا تمام ممكنات از نظر علّت خود شكبردارند كه آيا علت وجودى فلان شئ تحقّق گرفته تا معلول آن وجود بگيرد يا نه؟ ولى خداوند كه وجود ذاتى اوست علّتى ندارد، و قهرا تصديق بوجود او ضرورى است، و شك را نمىپذيرد.
اساسا سؤال كردن از علت وجود واجب الوجود از نظر فلسفى