متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥١ - جبر و اختيار
|
در پس آينه طوطى صفتم داشتهاند |
آنچه استاد ازل گفت بگو آنگويم[١] |
|
سومى گويد:
|
در ميان قعر دريا تخته بندم كردهاى |
باز ميگوئى كه دامن تر مكن هشيار باش |
|
نظرياتيكه در فلسفه و علم كلام درين مسأله شهرت دارد به قرار زير است.
(١) تفويض- معتزله ميگويند: خداوند انسان را آفريد و او را بر كارهايش توانائى داد و اختيار را باو تفويض فرمود، لذا انسان در كارهاى خود فاعل مستقل و مؤثر مختار مىباشد، و صرفا ارادهى او مؤثر است، و بعضى از معتزله انكار تعلق قدرت خداوند را بر افعال انسان نقل كردهاند يعنى بعقيدهى معتزله صدور افعال انسان گذشته از اينكه محتاج به خداوند نيست، مقدور حضرتش هم نيست[٢]
ولى خواننده گرامى سابقا دانست كه همهى ممكنات مقدور خداوند است و عقيدهى اين طائفه كه افعال انسانها را از دائرهى قدرت خداوند خارج ميدانند مخالف ادلّه عقلى و آيات قرآنى است.
[١] اين شعر صريح در جبر نيست و احتمال معناى عالى ديگرى هم دارد كه بمربوط بمقام تسليم بنده باشد.
[٢] رجوع شود بكتاب فصول- در علم اصول فقه ص ١٧٣ و شرح منظومهى سبزوارى در فلسفه.