متافيزيك از نظر رئاليزم - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٢ - جبر و اختيار
قرآن ميفرمايد إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ خداوند بر هر چيز توانا است.
جزء اول اين عقيده كه احتياج نداشتن انسان در كارهاى خود بخداوند است، هم باطل است زيرا سابقا مبرهن شد كه ممكنات حدوثا و بقاء، بخداوند محتاجاند.
(٢) جبر، جهم بن صفوان و پيروان او ميگويند: همهى كار هاى انسان فقط بارادهى خداوند واقع ميشود و انسان از خود هيچ اختيارى ندارد حركت انسان (روى اين نظريه) مانند حركت قلم در دست نويسنده و يا حركت كارد در دست قصاب است اين نظريه بطور قطعى باطل بلكه خرافى است زيرا:
(اولا) هر انسان بوجدان خود، خود را مضطر و بىاراده نمىبيند.
(ثانيا) اين نظريه استحقاق ثواب و عقاب را در آخرت و مدح و ذم را در زندگى دنيا باطل ميكند و براى حكومتها اجازه نميدهد كه مجرمين را تعقيب كنند، زيرا آنها كارى نكردهاند و اين ارادهى خداوند بوده كه عمل بد را ايجاد كرده است.
(ثالثا) اين نظريه تكليف و شريعت را لغو و بيهوده مىسازد، چه انسانى كه هيچ اراده ندارد تكليف و وظيفه دادن باو فائدهاى ندارد آيا مىشود كسى قلم و كارد را مكلّف به نوشتن و بريدن نمايد؟
(رابعا) لازمهى اين سخن استناد و انتساب جميع افعال زشت از قبيل كفر و فسق و ظلم، و فجور و قبيح بخداوند است خداوندى