افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٩٠ - رحمت و عذاب
معدوم مىكرد؟
اين سؤال در برابر تمام آياتى كه از دوزخ و عذاب إلهى براى كفار و طاغيان و ظالمان دارد، وارد است و لذا در مورد خلود عذاب كفّار اقوال مختلفى براى جمعى از اهل نظر- هرچند دسته كم- پيدا شده است كه در كتب معاد مذكور است.
ولى يك اشتباه و غفلت بزرگى براى صاحبان اين سؤال واقع شده است كه خدا را مانند خود، صاحب احساسات و عواطف مى دانند. و درحالى كه نمىدانند و يا يادشان مى روند كه قياس واجب الوجود بر ممكن الوجود آنهم بر إنسان[١] است كه بسيار غلط و گمراه كننده است.
إنسان به حكم اين كه در حلقه ضيق احساسات و عواطف خود زندانى است همه واقعيتها را از همين حلقه خاص و كوچك مى بيند و حكم ناشى از آن را يك واقعيت مطلقه دانسته و بر همه مخلوقات جارى مىداند غافل از اين كه مخلوقات ديگر با او در كميت و كيفيت إدراك و عقل و عواطف و احساسات برابر نيستند و معلوم نيست كه درجه درك واقعيتهاى مدركه به عقل عملى با درجه درك ساير مخلوقات مانند جن و ملائكه (پرى و فرشته) و ساير موجودات عاقل مادى در منظومههاى شمسى ديگر، اختلاف دارد.
وسؤال ديگر اين كه: آيا ما چند درصد واقعيتها را درك مىكنيم؟ و در سلسله مراتب عالميان، ما كدام درجه را دارا هستيم و آيا دهها نوع ديگر مخلوقات در اين درجه بندى از ما بالاتر نيستند و بر عقل عملى ما نمى خندند. اينجا بحث از ظاهر نيست تا به اطلاق بعضى از آيات برترى عقلى بشر را بر همه مخلوقات و يا اكثر آنها ثابت كنيم.
سؤال مهم تر:
شكى نيست كه در اجتماع بشرى حسن و قبح عقلى حكم فرما است و خيلى مهم است
[١] - ملائكه نيز ممكن الوجود هستند ولى غلاظ و شداد هيچ گاه دلسوزى به حال جهنمى ها ندارند.