افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٨ - وحشتناك
در اين ميدان يكه تاز بوده و از راه قاعده بسيطة الحقيقه كل الأشياء و ليس بشيء منها. تا حدود زيادى مدعاى فوق را ثابت نموده است. ولى قاعده مذكوره همانگونه كه در جزء دوم صراط الحق ذكر شده ثابت نيست، لكن به توفيق خداوند فياض، عموم علم خداوند بنحو عموم فوق در جزء اول صراط الحق ثابت شده است. اهل تحقيق به آنجا مراجعه كنند.
بلى آنچه كه ظاهراً إيمان بر آن لازم است علم خداوند به همه موجودات مىباشد و چنانچه مانند اكثر عوام از علم خداوند به همه اشياء از ازل تا به ابد غافل مى باشند به إيمان غافلين و جاهلين ضرر نمى رساند، ولى آنچه مشكل آنجاست كه كسى- مانند بعضى از متكلمين و فلاسفه- آن را انكار كند، والله العالم بإيمانه و عدمه.
٢- در مورد عموم قدرت؛ علم خداوند به ذات و صفات ذاتيه او به امكان ممكنات و وجود آنها و به استحاله مستحيلات و ضرورت ضروريات تعلق مىگيرد. ولى قدرت خداوند به مستحيلات و ممتنعات و ضروريات تعلق نمىگيرد چون محل، قابليت تعلق قدرت را ندارد و تنها به آنچه كه ممكن الوجود است تعلق مىگيرد مثلًا: قدرت خداوند به ذات و صفات ذاتى خودش تعلق نمىگيرد چون ذات و صفات او ضرورى الوجود است. قدرت او به ممتنعات و محالات تعلق نمىگيرد چون آنها ضرورى العدم است. قدرت فقط به إيجاد وجودات امكانى مانند أعدام آنها كه ممكن هستند تعلق مىگيرند و به عبارت ديگر قدرت واجب الوجود به ممكنات كه نسبت وجود و عدم به آنها متساوى است و به تعبير دقيق تر ماهيت ممكنه، لا إقتضاى صرف تعلق مىگيرد و همين مقدور خداوند است كه آنها را موجود نمايد و يا بر عدم سابقش آن را ابقاء دارد و او را ايجاد نكند. و فرقى در مقدوريت اشياى ممكنه بين محاسن و قبايح نيست، همه مقدور خداوند است ولى خداوند قسمت دوم را بخاطر حكمت و عدل خود اراده نمىكند
قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ (الأعراف: ٢٨)، يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ