دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٦ - جواز شرعى
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.[١]
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از خدا بترسيد و به او تقرّب جوييد و در راهش جهاد كنيد.
باشد كه رستگار گرديد».
ما روح امامان را زنده و آنان را از علم غيب خدادادى، برخوردار مىدانيم، و از اين رو، تفاوتى نمىكند كه اين درخواست را در حال حياتشان و رو در رو و با زبان خود و يا از طريق نايبان و وكيلانشان با آنها در ميان بنهيم و يا آن را در نامه بنويسيم و در گِلى بپيچيم و با توسّل و دعا، مانند مادر موسى عليه السلام به آب روان بسپاريم و يا پس از رحلت ايشان در مرقد و مزارشان بگذاريم. امامان عليهم السلام ناظر بر اعمال و احوال ما هستند و از ما باخبر و در پىِ حلّ بسيارى از مشكلات مايند. آنها با علم لدنى و با قدرت خدادادى، مىتوانند از خواسته ما آگاه شوند و اگر صلاح ديدند، پىجوى آن شوند و روا شدنش را از خداوند بخواهند. بر اين پايه، مىتوان توسّل را به اين شكل ديد كه خواستهها را به جاى گفتن و بر زبان آوردن، در نامهاى نگاشت و آن را در جوار قبر امام عليه السلام نهاد، يا به سوى آسمان فرستاد و يا به آب و چاه سپرد؛ امرى كه به دليل اشتمال بر عرض حاجت و نگارش آن به «عريضهنويسى»، مشهور شده است هر چند چيزى جز گونهاى از توسّل نيست.
جواز شرعى
همان گونه كه امكان عريضهنويسى را پذيرفتيم، مىتوان پذيرفت كه دستور العمل خاصّى براى آن از سوى راهنمايان دين و دنياى ما صادر شده و اين شيوه را ساماندهى كرده باشد؛ امرى كه در ميراث حديثى ما، به چشم مىآيد.[٢]
[١]. مائده: آيه ٣٥.
[٢]. براى نمونه، در روايتى از امام صادق عليه السلام چنين آمده است:« مَن قَلَّ عَلَيهِ رِزقُهُ أَو ضَاقَت عَلَيهِ مَعِيشَتُهُ أَو كَانَت لَهُ حَاجَةٌ مُهِمَّةٌ مِن أَمرِ دَارَيهِ فَليَكتُب فِى رُقعَةٍ بَيضَاءَ وَ يَطرَحهَا فِى المَاءِ الجَارِى عِندَ طُلُوعِ الشَّمسِ وَ يَكُونُ الْأَسْمَاءُ فِى سَطْرٍ وَاحِدٍ: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْمَلِكِ الْحَقِ[ الْجَلِيلِ] الْمُبِينِ مِنَ العَبدِ الذَّلِيلِ إِلَى المَولَى الجَلِيلِ سَلَامٌ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الحَسَنِ وَ الحُسَينِ وَ عَلِىٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ جَعفَرٍ وَ مُوسَى وَ عَلِىٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ وَ الحَسَنِ وَ القَائِمِ سَيِّدِنَا وَ مَولَانَا- صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلَامُهُ عَلَيهِم أَجمَعِينَ- رَبِّ إِنِّى مَسَّنِىَ الضُّرُّ وَ الخَوفُ فَاكشِف ضُرِّى وَ آمِن خَوفِى بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَسأَلُكَ بِكُلِّ نَبِيٍّ وَ وَصِىٍّ وَ صِدِّيقٍ وَ شَهِيدٍ أَن تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ يَا أَرحَمَ الرَّاحِمِينَ اشفَعُوا لِى يَا سَادَاتِى بِالشَّأنِ الَّذِى لَكُم عِندَ اللَّهِ فَإِنَّ لَكُم عِندَ اللَّهِ لَشَأناً مِنَ الشَّأنِ فَقَد مَسَّنِىَ الضُّرُّ يَا سَادَاتِى وَ اللَّهُ أَرحَمُ الرَّاحِمِينَ فَافعَل بِي يَا رَبِّ كَذَا وَ كَذَا؛ هر كس روزىاش كم شد يا زندگى بر او سخت گرفت يا حاجت مهمّى در امور دنيايى يا آخرتى خود داشت، متن زير را در برگهاى سپيد بنويسد و آن را هنگام طلوع آفتاب در آب جارى بيندازد و اسماى الهى در يك سطر باشد: به نام خداوند بخشنده مهربان. فرمانرواى حقّ آشكار! از بنده ذليل به مولاى جليل، سلام بر محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين و على و محمّد و جعفر و موسى و على و محمّد و على و حسن و قائم، سرور و مولايمان درودهاى خدا بر همه آنان. خداى من! تنگى و هراس به من رسيده است، تنگىام را بگشاى و از هراس، ايمنم بدار. به حقّ محمّد و خاندان محمّد، و از تو مىخواهم به[ حق] هر پيامبر، وصى، صدّيق و شهيدى كه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستى، اى مهربانترين مهربانان! اى سروران من! مرا با منزلتى كه نزد خداوند داريد، شفاعت كنيد كه شما نزد خداوند، شأنى بزرگ داريد. اى سروران من! به من سختى و تنگى رسيده است، و خداوند، مهربانترين مهربانان است. پس اى خداى من، برايم چنين و چنان كن»( المصباح، كفعمى: ص ٥٣٠، البلد الأمين: ص ١٥٧. نيز، ر. ك: المصباح، كفعمى: ص ٥٣٢، بحار الأنوار: ج ٩٤: ص ٢٣- ٣٠ به نقل از: المصباح و مختصر المصباح، شيخ طوسى، مصباح الزائر: ص ٥٣٦، بحار الأنوار: ج ١٠٢: ص ٢٣١ وص ٢٣٦- ٢٤٥ ح ٤- ٧، به نقل از كتاب العتيق الغروى).