دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٧١ - ٧/ ٤ دعاى صلوات
رستگار و جزو مقرّبان [درگاهت] قرار بده. دعايم را اجابت كن، اى خداى جهانيان[١]!»[٢]
ر. ك: ج ٥ ص ٤١٥ (بخش هفتم/ فصل سوم/ دعاى معرفت)
٧/ ٤: دعاى صلوات
١٠٩٢. الغيبة، طوسى:[٣] يعقوب بن يوسف ضرّاب غسّانى- در بازگشت از اصفهان- صلوات از ناحيه مقدسه را چنين نقل كرده است: ... «بسم اللَّه الرحمن الرحيم. خدايا! بر محمّد، سرور فرستادگان و خاتم پيامبران و حجّت خداى جهانيان، انتخاب شده
[١]. اين دعا در منابع به دو صورت خلاصه( به نقل از امام صادق عليه السلام) و مفصّل( به نقل از نايب دوم ولى عصر عليه السلام) آمده است. هر دو براى عصر غيبت توصيه شدهاند و چنان كه سيّد ابن طاووس در جمال الاسبوع( ص ٣١٥) گفته، آغاز دعاى مفصّل، شبيه دعاى خلاصه است؛ بلكه با تأمّل در اين دو خواهيم ديد كه دعاى خلاصه، بخش نخست دعاى مفصّل است كه در منابع روايى آمده است. به نظر مىرسد دلايلى چون تلخيص و شهرت دعا باعث شده كه فقط بخشهايى از فقرات آغازين آن بيايد. چنان كه تعبير« إلى آخره» از سوى شيخ طوسى در كتاب الغيبة( ص ٣٣٤) نيز مىتواند گواه اين مطلب باشد.
همان گونه كه گذشت، دعاى مفصّل در بيشتر منابع، از نايب دوم نقل شده و اين دعا را املاى او دانستهاند. اين در حالى است كه شيخ صدوق در كمال الدين، آن را در بخش توقيعات امام زمان عليه السلام آورده است و كفعمى نيز در البلد الأمين، آن را مروى از ولى عصر عليه السلام مىداند. به نظر مىرسد اصل اين دعا از امام صادق عليه السلام است كه براى دوره غيبت انشا شده است و نزد ائمه عليهم السلام و برخى اصحاب بوده است. در دوره نايب دوم كه آرام آرام، آثار و فشارهاى روانى و عاطفى غيبت بر شيعيان سنگينى مىكرده، نايب دوم، آن را در اختيار شيعيان آزرده از شرايط، قرار داده است. آمدن اين دعا در بخش توقيات كمال الدين و انتسابش به امام زمان عليه السلام در البلد الأمين، نيز مىتواند به اعتبار انتسابش به نايب دوم باشد. ضمن آن كه نوّاب هر كارى انجام مىدادند به اذن و خواست امام بوده است. از اين رو نيز مىتواند عنوان توقيع ولى عصر عليه السلام را داشته باشد.[٢]. مصباح المتهجّد: ص ٤١١ ح ٥٣٦، كمال الدين: ص ٥١٢ ح ٤٣، جمال الاسبوع: ص ٣١٥، مصباح الزائر: ص ٤٢٥، البلد الأمين: ص ٣٠٦، بحار الأنوار: ج ٥٣ ص ١٨٧ ح ١٨.
[٣]. در مصباح المتهجّد گفته است: دعاى ديگرى از صاحب الزمان روايت شده و به دست ابوالحسن ضرّاباصفهانى در مكّه رسيده، و ما سند آن را به خاطر رعايت اختصار، ذكر نكرديم، متنش اين است.