دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٥ - ٤/ ٢ دعاى هر روز ماه رمضان براى امام عليه السلام
مىگويى:[١] «خدايا! اين ماه رمضان است كه قرآن را در آن فرو فرستادى ... اى يگانه! اى بىنياز! اى خداى محمّد! امروز براى محمّد و نيكان عترتش خشم بگير و دشمنانش را دستهدسته به هلاكت برسان و يكيك آنها را به شمار آر و يك تن از آنها را بر روى زمينت باقى مگذار و هرگز آنها را نيامرز.
اى همراه نيكو! اى جانشين پيامبران! تو رحيمترين رحيمانى. آغازگر! نوآفرين! كسى كه چيزى همانندت نيست، جاويد بىغفلت، زنده بى مرگ و هر روز به كارى. تو ياور محمّد و برترىدهنده محمّدى. از تو مىخواهم كه وصىّ محمّد، خليفه محمّد، قيامكننده به عدالت را از ميان اوصياى محمّد- كه درودهايت بر ايشان باد- يارى دهى [و] يارىات را متوجّه آنان كنى. اى خداوند بى همتا! به حقّ يگانگى و بى همتايىات، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و ما را در دنيا و آخرت، همراه آنان كن و فرجام كارم را به سوى مغفرت و رحمتت قرار بده، اى رحيمترين رحيمان!».[٢]
١٠٦١. المقنعة: باب توضيح درود فرستادن بر پيامبر و امامان عليه السلام در هر روز ماه رمضان از اوّل تا آخر آن: در پى اين تسبيح، بر محمّد و خاندانش- مطابق همان گونه كه روايات گفتهاند- درود مىفرستى. پس مىگويى: « «خداوند و فرشتگانش بر پيامبر درود مىفرستند. اى مؤمنان! بر او درود فرستيد و سلامى كامل و شايسته به او بدهيد». آرى، اى خداى من! حتماً چنين
[١]. متن موجود در تهذيب الأحكام و مصباح المتهجد، شبيه متن موجود در المقنعة است؛ اما سيد ابن طاووس درالإقبال، آن را اين گونه نقل كرده است.
مىگويم: ما دعايى را كه براى هر روز ماه رمضان وعده كرديم، نقل كنيم، چنين است: آنچه با سند خود از محمّد بن يعقوب كلينى در كتاب الكافى، و از كتاب على بن عبد الواحد نهدى، با سند هر دو به امام على بن حسين- كه صلوات خدا بر آن دو باد- روايت كردهايم، اين است و امام زين العابدين عليه السلام، آن را مىخواند. و امام محمّد بن على باقر عليه السلام نيز در هر روز ماه رمضان آن را مىخواند. در برخى روايتها، كم و زياد دارد و الفاظ برخى چنين است:« اللَّهمّ هذا شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن ... خداوندا! اين ماه رمضان است، كه در آن قرآن را فرو فرستادى. ..».[٢]. المقنعة: ص ٣٣٢- ٣٣٩، تهذيب الأحكام: ج ٣ ص ١١١- ١١٤، مصباح المتهجّد: ص ٦١٠- ٦١٤ ح ٦٩٦، الإقبال: ج ١ ص ٢٠٢- ٢٠، البلد الأمين: ص ٢٢٣- ٢٢٥، المصباح، كفعمى: ص ٨١٧- ٨٢١، بحار الأنوار: ج ٩٨ ص ١٠١- ١٠٤ ح ٣.