دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٩ - پژوهشى در باره سند و متن زيارت آل يس
شد، همان گونه كه برخى از جانب خود، دعا و زيارت انشا مىكردهاند.[١]
روشن است كه مناجات، دعا و زيارت مأثور، جايگاهى ويژه در فرهنگ اسلامى و شيعى دارد و اقبال بدانها بيش از ادعيه غير مأثور بوده است؛ زيرا به اهل بيت عليهم السلام منسوب بوده است و تغيير و تبديل آن به هيچوجه روا نبوده است، همان گونه كه امام صادق عليه السلام تغيير عبارت «يا مقلّب القلوب» در دعاى غريق را به «يا مقلّب القلوب و الأبصار» ناصحيح برشمردند.[٢] ولى سخن آن است كه در خصوص اين گروه، سختگيرى سندى همانند روايات فقهى، انجام نمىگرفته است. خلاصه آن كه پيگيرى دقّت و انضباط موجود در اسناد فقهى، در ديگر متون و از جمله زيارات، ضرورى نيست. اكنون با آگاهى از اين شيوه، به بررسى مصادر و اسناد زيارت آل يس مىپردازيم.
زيارت آل يس، اظهار ارادتى عاشقانه به امام عصر عليه السلام است كه از ناحيه مقدّسه (نهاد وكالت) صادر شده است. مصدر اصلى اين حديث، كتاب الاحتجاج طبرسى (م حدود ٥٦٠ ق)[٣] و المزار الكبير ابن مشهدى (ق ٦ ق)[٤] است.
[١]. سيّد ابن طاووس در الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان( ص ٢٠) مىگويد:« و نحن ما نذكر فى الإنشاء من الدعاء إلّاما نجده غير روية و لا كلفة بل إفاضة علينا من مالك الأشياء هو ربّى و حسبى كما قال جلّ جلاله« ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي»( يوسف: آيه ٣٧)؛ دعاهايى كه ما خود انشا كردهايم چنان است كه در بيان آنها هيچ فكر و مشقّتى تحمّل نكردهايم؛ بلكه خداوند تعالى- كه همه چيز از آنِ اوست و تنها پروردگار من است و زمام كارهايم به دست قدرت اوست- به من افاضه فرموده و بر زبانم جارى ساخته است؛ همچنان كه خداوند( از قول يوسف عليه السلام) فرمود:« اين دانش را خداى به من آموخته است».»
همچنين ر. ك: مهج الدعوات: ص ٤٠٠:« و من ألفاظ دعوات جرت فى خاطرى فى الخلوات ...؛ از جمله الفاظى كه در خلوتها به خاطر من گذشته است ...»؛ ص ٣٦١:« ذكر دعاء ورد على خاطرى؛ از جمله دعاهايى كه به خاطرم رسيده است».[٢]. ر. ك: ج ٥ ص ٤١٣ ح ١٠٠٤( دعاى غريق).
[٣]. ر. ك: ح ١١١٥( زيارت آل يس به روايت الاحتجاج).
[٤]. ر. ك: ح ١١١٦( زيارت آل يس به روايت المزار الكبير).