دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٥٠ - ٣/ ١ قرينههاى اجمالى انتساب
هيچكس از عالمان، دعايى را كه خود انشا كرده است، مستحب نمىشمارد و آن را به ايّام خاص، پيوند نمىدهد.
اين نكته مىتواند قرينهاى بر صدور حديث از ائمّه عليهم السلام باشد. حتّى اگر وثاقت بزوفرى را نپذيريم، باز هم نمىتوان اين گونه سخن را به شخصى نسبت داد كه شيخ مفيد از او نقل حديث كرده است.
٢. سيّد ابن طاووس نيز در كتاب الإقبال و در اعمال روز عيد فطر آورده است:
«دعاء آخر بعد صلاة العيد» و سپس دعاى ندبه را آورده و پس از آن گفته است:
فاذا فرغت من الدعاء فتأهّب للسجود بين يدى مولاك وقل ما رويناه باسنادنا إلى أبى عبد اللَّه عليه السلام قال: إذا فرغت من دعاء العيد المذكور ضع خدك الأيمن على الأرض وقل: ....[١]
وقتى دعا را به پايان بردى، در پيشگاه مولايت به سجده بيفت و آنچه ما از امام صادق عليه السلام روايت كردهايم بگو. امام فرمود: بگو: «هرگاه دعاى عيد ياد شده را به پايان بردى، گونه راستت را بر زمين بگذار و بگو ..».
اگر چه انشاى دعا را عالمان شيعى انجام دادهاند؛ ولى معمولًا هر گاه عالمى، دعايى را انشا مىكرد، اين نكته را يادآور مىشد كه آن دعا منسوب به معصوم عليه السلام نيست.[٢]
[١]. الإقبال: ج ١ ص ٥٠٤.
[٢]. سيّد ابن طاووس در مواردى اين نكته را يادآورى كرده است. مثلًا: فصل ششم: فيما نذكره من دعاء انشأناه نذكره عند تناول الطعام؛ فصل ششم: در دعايى كه ساختهايم و هنگام تناول غذا مىخوانيم( الإقبال: ج ١ ص ٢٤٢). و يا در جائى ديگر آورده فصل: امّا آنچه در هنگام رؤيت هلال شوّال گفته مىشود، ما بيشتر در كتاب اعمال ماه دعايى را انشا كرديم كه براى همه ماهها مناسب است. پس اگر آن را نيافت، در هنگام رؤيت هلال شوّال بگويد.( الإقبال: ج ٢ ص ١٦). فصل دهم: آنچه در خداحافظى با منزل اوّل[ در سفر] مىگوييم به صورت انشا( الأمان من إخطار الأسفار: ص ١٤٠).
مرحوم شيخ صدوق نيز نوشته است: من در اخبار چيز تعيين شده مشخّصى را براى زيارت حضرت صديقه عليها السلام نيافتم. پس آنچه براى خودم دوست داشتم، براى هر كس كه كتاب مرا نگاه مىكند نيز همان را پسنديدم( كتاب من لا يحضره الفقيه: ج ٢ ص ٥٧٤). گفتنى است: سيّد ابن طاووس به استناد به روايت« ان أفضل الدعاء ما جرى على لسانك؛ بهترين دعا آن است كه بر زبانت جارى شود»، انشاء دعاى خود را عملى مقبول دانسته است( الأمان من إخطار الأسفار: ص ٢٠).