آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٩٩ - پيشينه فهم حديث
در زمان ائمه (عليهم السلام) نيز پرسش از مفاهيم و واژههاى ديرياب ادامه پيدا كرد و گاه اصطلاح خاصى را امام معصوم به كار مىبرد و سپس به توضيح آن مىپرداخت. براى نمونه امام كاظم (ع) فرمود: «امعة» نباشيد. راوى پرسيد: «امعة» چيست؟ امام فرمود:
لا تَقُلْ أنا مَعَ الناسِ وأنا كواحدٍ مِنَ الناس.[١١١]
نگو من با مردمم و من مانند يكى از مردم هستم.
در حقيقت «امعة» اشاره به رفتارِ سست عنصرانى دارد كه براى راحتطلبى خويش حاضرند از اصول خود دست بردارند و هر روز به رنگ و چهرهاى متفاوت درآيند. امام كاظم (ع) با به كاربردن واژهاى كوتاه و سپس تبيين آن، ضرورت دستيابى به اراده قوى را بيان فرمودند. اراده استوار در برابر هر درخواستى سر تسليم فرود نمىآورد.
در دوره امامان برخى از شاگردان ائمه (عليهم السلام) به تدريس واژهشناسى حديث و برخى نيز با نگارش كتابهايى، اختلافات ابتدايى ميان احاديث را تبيين كردند.[١١٢]
سالهاى پايانى دوره حضور ائمه (عليهم السلام) و سالهاى آغازين غيبت، همزمان با تدوين كتابهاى موضوعى است. در مهمترين نگارشها كه بعدها «كتب اربعه»[١١٣] نام گرفت. مولفان، احاديث را به صورت موضوعى دستهبندى كردند. در اين روش تمام احاديث پيرامون يك موضوع فراهم آمده است و خواننده مفهومِ احاديثى را كه نيازمند توضيح است، به وسيله روايات تبيين كننده كه در كنار آنها چيده شدهاند، درمىيابد.
در سالهاى پس از تدوين كتب اربعه، شرح نويسى بر كتابهايى همچون نهج البلاغة رواج يافت و با روى كار آمدن حكومت صفويه- در قرن دهم- فقه الحديث هم مانند ديگر رشتههاى حديثى رشد كرد. ملّا محمدتقى مجلسى و
[١١١]. تحف العقول، ص ٤١٣.
[١١٢]. روش فهم حديث، ص ١٣ و ص ٢٧.
[١١٣]. كتابهاى الكافى، كتاب من لا يحضره الفقيه، تهذيب الاحكام و الاستبصار.