آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٢٤٤ - آسيب شناسى زهد
سوم، حدّ زهد و بىرغبتى است كه نبايد به زير پا نهادن سنت و سيره پيشوايان دينى بينجامد و موجب رواج صوفىگرى و بدعتهاى مرتاضان و تاركان دنيا شود.
از امام باقر (ع) نقل شده كه فرمود:
كانَ فيما نَاجَى اللّهُ بِهِ مُوسى (ع): ... ما تَزَيَّنَ لِى المُتَزَيِّنُونَ بِمِثلِ الزُّهدِ فِى الدُّنيا عَمّا بِهِمُ الغِنى عَنهُ.[٥٠٥]
از جمله رازگويى خداوند با موسى (ع) اين بود كه: ... آراستگان، به هيچ زيورى براى من، همانند زهد به دنيا در آنچه از آن بىنيازى است، آراسته نشدند.
يعنى نبايد به بهانه زهد، از نيازمندىها و ضروريات زندگى- كه قوام دنيا و آخرت به آن است و آبروى انسان را حفظ مىنمايد و از خوارى، باز مىدارد- نيز اجتناب گردد. اين حديث و حديث پيشين، حدّ افراط در زهد را تعيين نمودهاند و از گسترش آن به فراتر از سنّت و نيازهاى ضرور، باز داشتهاند.
امام صادق (ع) نيز در بيانى صريحتر فرموده است:
لَيسَ الزُّهدُ فى الدُّنيَا بِإِضاعَةِ المالِ، وَ لَا بِتَحريمِ الحَلالِ، بلِ الزُّهدُ فِى الدُّنيا أنْ لا تَكُونَ بِما فى يَدِكَ أوثَقَ مِنكَ بِما فى يَدِ اللهِ.[٥٠٦]
بىرغبتى به دنيا، استفاده نكردن از مال و يا حرام كردن حلال] بر خود [نيست؛ بلكه زهد، آن است كه به آنچه در دست دارى، مطمئنتر از آنچه در دست خداست، نباشى.
اين حديث، نيز اتلاف دارايىها و حرام شمردن امور حلال را كه همان تجاوز از حدّ سنّت است زهد نمىداند. اين حديث، هدف از زهد ورزيدن را استفاده
نكردن از دنيا نمىداند، بلكه، دلبستگى و اعتماد به آن را نادرست دانسته و از ما مىخواهد كه رغبت شديد به دنيا، مالكيت خدا را در همه دارايىهاى جهان از يادمان نبرد.
[٥٠٥]. بحار الأنوار، ج ١٣، ص ٣٤٩، ح ٣٧.
[٥٠٦]. همان، ج ٧٠، ص ٣١٠، ح ٤.