آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٢٤٠ - دنيا شناسى
إنَّ عِبادِىَ الصّالِحِينَ زَهِدُوا فيها بِقَدْرِ عِلمِهِم بى، وَ سائِرُهُم مِن خَلقِى رَغِبُوا فيهَا بِقَدرِ جَهلِهِم بى، وَ ما مِنْ خَلقِى أحَدٌ عَظَّمَها فَقَرَّت عَينُهُ.[٤٩٧]
همانا بندگان صالح من، به اندازه شناختشان از من، دل از دنيا بركَنْدهاند و ديگر آفريدگان من، به اندازه جهلشان نسبت به من، به دنيا روى آوردهاند. هيچ يك از آفريدگان من از بزرگداشت دنيا، شادى و خرّمى نديد.
دنيا شناسى
زهد و بى رغبتى به دنيا گاه با تمرينهاى عملى و چشم بستن از دنيا، حاصل مىشود و گاه با گشودن چشم دل به باطن جلوههاى فريباى دنيا. در روش نخست، بيمى همواره در دل انسان جاى گرفته كه مبادا با برآمدن جلوهاى فريبندهتر و جاذبهدارتر از قبل، پاى زاهد بلغزد، اما در روش دوم هر چه زاهد پيشتر رود و شناختش به فريبندگى دنيا بيشتر شود، زهد او نيز افزايش مىيابد.
امام على (ع) در بيانى كوتاه و رسا، اين حقيقت را چنين بيان كرده است:
أحَقُ النّاسِ بِالزَهادَةِ، مَنْ عَرَفَ نَقْصَ الدُّنيا.[٤٩٨]
سزاوارترين مردم به زهد ورزى، كسى است كه عيب و نقص دنيا را بشناسد.
در روايات ديگرى، زهد در دنيا را به خردمندان نسبت دادهاند و آن را با آگاهى ايشان نسبت به نظام ارتباطى دنيا و آخرت، پيوند زدهاند. روايت بلند امام كاظم (ع) به روشنى ارتباط فهم كار دنيا را با زهد نشان مىدهد:
إنّ العُقَلاءَ زَهِدُوا في الدنيا و رَغِبُوا في الآخِرَةِ، لأنّهم عَلِمُوا أنَّ الدنيا طالِبَةٌ و مَطلوبَةٌ، و الآخِرَةَ طالِبَةٌ و مَطلوبَةٌ، فَمَن طَلَبَ الآخِرَةَ طَلَبَتهُ الدنيا حَتَّى يَستَوفِيَ مِنها رِزقَهُ، و مَن طَلَبَ الدنيا طَلَبَتهُ الآخِرَةُ فَيَأتِيهِ المَوتُ فَيُفسِدُ علَيهِ دُنياهُ و آخِرَتَهُ.[٤٩٩]
خردمندان، به دنيا بىرغبتند و به آخرت مشتاق؛ زيرا مىدانند كه دنيا طالب است و مطلوب و آخرت نيز طالب است و مطلوب؛ چه، هر كه آخرت را طلبد، دنيا در
[٤٩٧]. الأمالى، صدوق، ص ٥٣١، ح ٢.
[٤٩٨]. غرر الحكم، ح ٣٢٠٩.
[٤٩٩]. ميزان الحكمة، ج ٥، ص ٦٤، ح ٧٩٣٥.