آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٢٢٩ - آداب دوستى
امامان ما، خود فرمودهاند: دوستانتان را طبقهبندى كنيد و صفا و صميمت و رازگويى و اعتماد كامل را، تنها نثار دوستان حقيقى خود كنيد و در برخورد و دوستى ديگران، به همان خوشرويى و شادى و شيرينْزبانى، بسنده كنيد.[٤٧١]
آداب دوستى
گفتيم كه دوستان حقيقى، اندكاند و از اين رو، لازم است كه افزون بر آزمودن دوست، آداب و اصولى را رعايت كنيم. نخستين اصل در دوستى را رفتار عاقلانه، و نه احساسى، مىتوان دانست. نمىتوان بر پايه شور جوانى و عواطف سرشار دوستى، هر آنچه داريم، براى دوستى، بذل كنيم و رابطه صميمانه را به نهايت برسانيم و هيچ پردهاى در نياويزيم. پيامبر خدا (ص) مىفرمايد:
أحْبِبْ حَبيبَكَ هَوناً مّا عَسى أنْ يَكونَ بَغيضَكَ يَوماً مّا، وَ أبغِض بَغيضَكَ هَوناً مّا عَسى أن يَكونَ حَبيبَكَ يَوماً مّا.[٤٧٢]
با دوستت، چنان دوستى كن كه شايد روزى، دشمنت گردد، و با دشمنت، چنان دشمنى كن كه شايد روزى، دوستت گردد.
اصل دوم در دوستى، انصاف ورزيدن و دورى از ستم است. ما نبايد اجازه دهيم كه به ما ظلم شود و نه خود، ظلم كنيم.[٤٧٣] هرچند توقّع انصافورزى كامل از دوست، خودْ بىانصافى است.[٤٧٤] خوب است كه مرز حقوق خود را مشخّص كنيم؛ امّا اگر در مسير دوستى، كسى اندكى پايش لغزيد، بايد گذشت كنيم.
گفتنى است كه ستم نكردن به دوست، تنها خوردنِ مال او نيست؛ بلكه دشنام دادن و ناسزاگويى در پيشِ رو و غيبت كردن و فريب دادن نيز، ستم به دوست است.[٤٧٥]
[٤٧١]. الكافى، ج ٢، ص ٢٤٨، ح ٣.
[٤٧٢]. نهج البلاغه، حكمت.
[٤٧٣]. الأمالى، طوسى، ص ٥٨٠، ح ١١٩٩.
[٤٧٤]. همان، ص ٢٨٠، ح ٥٣٧.
[٤٧٥]. الكافى، ج ٢، ص ٢٣٥، ح ١٩.