آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٢٢٨ - آزمودن و گزينش دوست
امام على (ع) مىفرمايد:
مَنْ أطاعَ الواشيَ، ضَيَّعَ الصَّديقَ.[٤٦٨]
هر كس از سخنچين، پيروى كند، دوست [خود] را تباه كرده است.
آزمودن و گزينش دوست
ما نمىتوانيم به همگان، اعتماد كنيم و با هر كس، دوست شويم. در آغازين روزهاى آشنايى، لازم است كه آزمونهايى را به كار ببريم تا دوست حقيقى و راستين را از دوستنماها، جدا كنيم و گُل دوستى را نثار كسى كنيم كه سزاوار آن است. امام صادق (ع) آزمون ردهبندى دوستان را چنين بيان كرده است:
يُمتَحَنُ الصَّديقُ بِثَلاثِ خِصالٍ، فَإِن كانَ مُؤاتِياً فيها فَهُوَ الصَّديقُ المُصافي، و إلّاكانَ صَديقَ رَخاءٍ لا صَديقَ شِدَّةٍ: تَبتَغى مِنهُ مالًا، أو تَأمَنُهُ عَلى مالٍ، أو تُشارِكُهُ فِى مَكروهٍ.[٤٦٩]
دوست، با سه خصلتْ سنجيده مىشود. پس اگر از آنها سرافراز بيرون آمد، دوستى است يكرنگ و [باصفا]، و گر نه، دوستِ دوران آسايش است، نه سختى: اين كه از او مالى بخواهى، يا او را بر مالى امين گردانى، و يا او را در كارى ناخوشايند [وى]، شريك سازى.
امام صادق (ع) در حديثى ديگر، دوستان را به دو دسته، تقسيم مىكند و دوست راستين را كسى مىداند كه با جان و يا دستكم مال خود، به آدمى يارى مىرساند. ايشان، دوستى را كه چنين نيست، قابل اعتماد نمىشِمُرد؛ بلكه سودجويى مىداند كه در پى لذّتها و بهرهمندى شخصىاش، در چهره دوست، ظاهر شده است.[٤٧٠]
گفتنى است تعداد كسانى كه از آزمون دوستى، سربلند مىآيند، اندك است و بسيارى از آنان، در پريشانحالى و سختى ما و هنگامى كه به يارى و كمكرسانى آنها نياز داريم، پراكنده مىشوند؛ امّا اين، به معناى نفى دوستى كردن با ديگران و دورى گُزيدن از افراد جامعه نيست.
[٤٦٨]. نهج البلاغه، حكمت ٢٣٩.
[٤٦٩]. تحف العقول، ص ٣٢١.
[٤٧٠]. تحف العقول، ص ٣٢٤.