آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ٢٠ - چيستى حديث
مسلمانان، مجذوب رفتار پيامبر (ص) هم بودند و بدينسان، كارها و رفتارها و حتّى سكوتها و لبخندهاى حاكى از رضايت پيامبر (ص) هم برايشان تازگى داشت و آن را براى يكديگر، گزارش مىكردند و اين حكايت را نيز حديث مىگفتند.
پيامبرخدا (ص) بيست و سه سال در جامه پيامبرى با مردم، زندگى كرد و اندك اندك، با گفتار و رفتار و سكوت و امضاى خود، مجموعه بزرگِ نانوشته، امّا پيدا و پديدارى را پديد آورد و در هر نقطه از دو راهىهاى زندگى، نشانى از هدايت نهاد و در هر دلى، نهالى كاشت تا بارورى آن را در دنياى آينده مسلمانان، به تماشا بنشيند.
پيامبر (ص) در اين سالها، مانند هر انسان عادى ديگرى مىزيست، با همسران و فرزندان و دوستان و همسايگان و درخواست كنندگان و حتّى مخالفان و دشمنان خود، به سادگى سخن مىگفت و مانند ديگر آدميان مىخورد و مىنشست و راه مىرفت و مىخوابيد. اصل اين گفتارها و رفتارها، براى كسى تازگى نداشت و از اين رو، آنها را حديث نمىخواندند، هر چند شكل زيبا، مؤدّبانه و جذّاب همين رفتار و گفتار عادى، نقلِ مجالس همگان بود و هر گاه مراقبت، مواظبت و مداومت پيامبر (ص) را بر كارى مىديدند، آن را نيز به نام سنّت و سيره، گزارش مىكردند.
پس از پيامبر نيز، افرادى از خاندانش، بنا به تعيين خداوند، عهدهدار ادامه همين مسير شدند. آنان، علم به قرآن و آگاهى از گفتار و رفتار پيامبر را، پشتوانه سخنان و كارها و همراهىها و موافقت و مخالفتهاى خود قرار دادند. اينان نيز راهبر جامعه بودند و پيشواى مؤمنان و در كنار زندگى عادى و حرفهاى معمولى خود، هر جا كه نياز پيش مىآمد، پيامهاى قرآن را براى معاصران خود، ترجمه مىكردند و يا از دلِ احاديث پيامبر، سخنى بهجا و مناسب را بيرون مىكشيدند و آن را همچون ستارههاى درخشان، بر دلِ آسمان مىنشاندند. آنان، چنان با قرآن و سنّت پيامبر، خو گرفته بودند كه خود نيز قرآنى ناطق و گفتارشان، حديثى قابل عمل بود و بدين سان، حديث، استمرار يافت و تمدّن اسلامى را براى قرنها، تازه و باطراوات نگاه داشت و اكنون نيز در پى اين است تا
دوباره جانى تازه به كالبد امّت اسلامى بدمد. گفتنى است كه مسلمانان، از آغاز تا كنون، پيوسته و همه جا، احاديث را براى يكديگر، حكايت كرده و اين حكايتها را «روايت» و «خبر» ناميده و به شخص گوينده حديث، «محدّث» و «راوى» گفتهاند.