آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ١٩٠ - جهت دانش
دانش، وقتى جهت حقيقى خود را از دست بدهد، مانند راهنمايى است كه به جاى آنكه انسان را در راه قرار دهد، او را به بيراهه كشانده، در چاه مىاندازد. اينجاست كه دانش هر چه بيشتر پيشرفت كند، براى جامعه انسانى خطرناكتر خواهد بود.
خطر بزرگى كه امروز، بشر را تهديد مىكند، اين است كه علم رشد كرده، ولى جوهر و جهت و خاصيت خود را از دست داده و در مسير غلتيدن به انحطاط و سقوط ارزشهاى انسانى و دينى به كار گرفته مىشود.
با اندكى تأمّل، به سادگى مىتوان دريافت كه در جهان امروز، علم چه آفاتى را بر جامعه بشرى تحميل كرده است و تيغ تيز علم، در كفِ قدرتهاى بزرگ، امّا شيطانى جهان، چه به روز انسانها آورده است. دزدانى كه براى غارت سرمايههاى مادّى و معنوى انسانها از چراغ علم بهره مىگيرند، با قساوت هر چه تمامتر عمل مىكنند و به هيچ چيز و هيچ كس، رحم نمىكنند.[٣٤٨]
آيا فنون و ابزارهاى دزدى و گسترش قتل و فساد را مىتوان علم ناميد؟! آيا دانشى كه جامعه را به فساد و تباهى مىكشد، علم است و نور، يا اين كه جهل است و ظلمت؟ اينجاست كه معناى اين سخن گهربار رسول گرامى اسلام، مشخّص مىگردد كه فرمود:
برخى از دانشها، نادانى است.[٣٤٩]
اين پرسش مطرح مىشود كه: چگونه علم مىتواند موجب جهل گردد؟ آيا در اين سخن، تناقض ديده نمىشود؟ با اندكى تأمّل، روشن مى شود كه پاسخ آن، منفى است و نه تنها تناقضى در كار نيست؛ بلكه كلامى نغز و دقيق است. هنگامى كه علم، جوهر حقيقى خود را از دست داده باشد، با جهل برابر است. از همين رو، امام على (ع) مىفرمايد:
[٣٤٨]. نظامى گنجوى، چه زيبا به اين مطلب، اشاره كرده است، آن جا كه مىگويد:
چو علم آموختى، از حرص، آنگه ترس، كاندر شب چو دزدى با چراغ آيد، گُزيدهتر بَرَد كالا.
[٣٤٩]. تحف العقول، ص ٥٧.