آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ١٦٠ - زيارت
تا در پاسخ فراخوانِ آن دعوتكننده، بشتابم.[٢٦٣]
٤. دريافتى از «مناجات خمس عشر»:
قائداً إلى رضوانِك و شوقى إليك ...
خدايا! مباد كه چشمه محبّت من به بركههاى گِلآلود ديگران بريزد!
خدايا! چشم جويبارى عشق مرا به تماشاى دريايت، روشنى ده.
خدايا! مباد كه دل من، اسير جز تو شود و پيشانى قلبم، بر خاك محبّت ديگرى بسايد!
خدايا! مباد كه عندليب دلم، غزلخوان بُستانى ديگر گردد!
خدايا! مرغ دلم كه در دام توست، مباد كه ياد آشيان كند!
خدايا! نكند كه روى از من بتابى و نشود كه نگاه حيرانم را منتظر بگذارى!
خدايا! مرا شايستگى بهرهمندى از كنارت بخش، اى پاسخ دهنده و اى اجابت
كننده! اى گُل بخشش ديگران از گلزار تو، اى باغبان رحمت![٢٦٤]
زيارت
«زيارت»، از ريشه «زَوْر»، به معناى ميل كردن به چيزى و روىگردانى از چيزى ديگر است.[٢٦٥] زيارت، ديدار همراه با ميل و محبّت است و زائر را از آن رو «زائر» مىنامند كه در هنگام زيارت، تنها آهنگ زيارت شونده را دارد و از هر چه غير اوست، دست مىشويد. هدف زائر، تكريم، بزرگداشت و انس گرفتن با زيارت شونده است.
زيارت، به مُردگان اختصاص ندارد و زيارت و ديدار زندگان در دين اسلام، جايگاهى بس والا دارد؛ زيرا هر گونه ديدارى در تربيت فردى و اجتماعى، تأثير مستقيم دارد. از همين رو، پيامبر خدا، ديدار اهل ايمان را با زيارت خدا همرتبه دانسته و فرموده است:
[٢٦٣]. سلامنامه، محمّدرضا زائرى، ص ١٨- ١٩.
[٢٦٤]. دست دعا، چشم اميد، سيد مهدى شجاعى، ص ٨٥- ٨٦.
[٢٦٥]. معجم مقاييس اللغة، ج ٢، ص ٣٦.