آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ١٤٠ - بديهيات عقلى و حسّى
در دنباله، مىتوانيم به معيار ديگرى به نام حسّيات و تجربيات، اشاره كنيم كه كاركرد آن، شبيه معيار عقل است. ما به سادگى مىتوانيم استخوانهاى پهلوى خود را بشماريم و يا از پزشكان بپرسيم و درستى احاديثى را بسنجيم كه تعداد دندههاى چپ و راست مردان را نامساوى و تعداد آنها را هفت، هشت و يا حتّى نه عدد دانسته است.
كالبدشكافى و نيز راديوگرافى، تعداد دندههاى هر دو پهلوى مردان را با هم مساوى و تعداد آنها را دوازده عدد، اعلام كرده است. از اين رو، امامان (عليهم السلام) و عالمان شيعه، برخى از اين سخنان را كه مخالف با حس و بديهيات تجربى است ردّ كردهاند.[٢٣٤]
تجربههاى عمومى بشر و نيز دادههاى علمى يقينآور را مىتوانيم در درون اين معيار جاى دهيم؛ زيرا دانشهاى تجربى يقينى، مانند محسوسات، نشانگر واقعيت خارجى هستند و از اين رو، مىتوانند وسيله سنجش خوبى براى آن دسته از احاديثى شوند كه درباره زمين و آسمان، و طبيعت و كالبد انسان، سخن گفتهاند. آنچه مهم است، اطمينان ما از اين يافتههاى علمى است؛ زيرا تنها بخش اندكى از يافتههاى تجربى و علمى، اطمينانآور بوده، يقين كامل به دست مىدهند و بسيارى از گزارههاى علمى، در حدّ فرضيههايى هستند كه به صورت محدود، آزمايش شدهاند. فرضيههايى كه كاربرد آنها، مسائل علمى و معمولى ما را در زندگى، حل مىكنند و گاه تا چند دهه مىپايند، امّا نمىتوانند به صورت كامل و يقينى، واقعيت و حقيقت را آن اندازه روشن كنند كه هر گزاره رو در رو با خود را از اعتبار بيندازند.
گفتنى است انتساب درست گزارههاى علمى به مبدأ اصلى آن نيز مهم و اثرگذار است. نمىتوان سخنى را تنها بر اساس انتساب به دانشمندى ناشناس و يا ادّعاى علمى و تجربى بودن آن، وسيله سنجش حديث قرار داد. چه بسا ما فرضيهاى را به گونهاى ناقص، ترجمه و يا به شكلى خام و نادرست، تفسير كنيم و آن را با حديث، ناسازگار ببينيم و خود را از پيام حديث، محروم كنيم.
[٢٣٤]. ر. ك: كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٣٢٦، ح ٥٧٠٢.