آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ١٣٩ - بديهيات عقلى و حسّى
به سخن ديگر، بسيارى از احاديث، پيامهايى روشن براى راهبرى انسان در زندگى دارند و به وسيله عقل پذيرفته مىشوند و برخى نيز كه با فهم روشن و بديهى عقل، مخالف هستند، به وسيله عقل، پذيرفته نمىشوند.
امامان بزرگوارما فرمودهاند كه سخنى مخالف با عقل و بديهيات نمىگويند؛ امّا خواستهاند كه در سنجش، داورى و سپس حكم دادن، احتياط كنيم. براى نمونه، اگر توانستيم كه معناى ديگرى براى حديثى بيابيم و آن را با عقل بشر، سازگار كنيم، از اين كار، غفلت نورزيم. امامان (عليهم السلام)، در مواردى كه سخنشان مخالف با بديهيات نيست، امّا معناى روشنى از آن نمىفهميم، ما را ملزم به پذيرش و باور نسبت آن نكردهاند، امّا خواستهاند كه به جاى انكار و ردّ آن، بگوييم كه گويندهاش، معناى آن را بهتر مىداند؛[٢٣٢] و سپس، به انتظار روشن شدن معنا و حقيقت آن بنشينيم. گفتنى است كه بسيارى از احاديث به ظاهر سخت و نامفهوم، از طريق مراجعه به عالمان، بهويژه محدّثان بزرگ پيشين، قابل فهم و پذيرش است و از اين رو، به ردّ و انكار و يا حتّى تفسيرى ديگر از آنها، نياز نيست.
در اينجا حديثى ساختگى را كه به پيامبر اكرم نسبت دادهاند و مخالفت آن با عقل، به سادگى قابل تشخيص است، مىآوريم:
إنَّ اللهَ لمّا أرادَ أنْ يَخلُقَ نَفسَهُ، خَلَقَ الخَيْلَ فَأجْراها حَتّى عَرَقَتْ ثُمَّ خَلَقَ نَفسَهُ مِنْ ذلكَ العَرَقِ.[٢٣٣]
خداوند، هنگامى كه خواست خود را بيافريند، اسب را آفريد و آن را دوانْد تا عَرَق كرد. سپس خود را از آن عَرَق آفريد.
روشن است كه مقصود سازنده حديث، زشت كردن چهره دين و پيامبر اكرم (ص) است وگر نه خود، مىدانسته كه با اندكى انديشهورزى، اين معنا، قابل قبول هيچ مخاطبى نخواهد بود.
[٢٣٢]. ر. ك: تحف العقول، ص ١١٦( حديث امام على).
[٢٣٣]. تاريخ الإسلام، ذهبى، ج ٣، ص ١٢٨.