آشنايى با حديث - استادان دانشكده علوم حديث - الصفحة ١١٨ - تحمّل شكنجه
بسيار او، سبب شد كه در بغداد به «صالح عابد»، شناخته شود و الگويى براى عبادت كنندگان گردد.[١٧٦]
تحمّل شكنجه
دستگاه خلافت عبّاسى، تمام سرشناسان شيعه و مرتبطان با امام كاظم (ع) را دستگير مىكرد و به جرم اقدام در جهت براندازى حكومت عبّاسيان، به زندان مىانداخت.
بنابراين، طبيعى مىبود كه ابن ابى عمير كه در مركز حكومت حضور داشت، بارها مورد خشم هارون الرشيد، قرار گيرد. دستگيرى شخصيت والامقامى همچون او با چنان جايگاه اجتماعى، دشوار مىنمود. از اين رو، هر بار با بهانههاى واهى، او را بازداشت مىكردند. براى نمونه، هارون از او براى مسند قضاوت، دعوت به همكارى كرد[١٧٧] و نيك مىدانست كه ابن ابى عمير، از پذيرش آن، خوددارى مىكند؛ چه اين كه طبق مبانى شيعه، يارىرسانى به حكومت طاغوت، همكارى با ظالمان بوده، معصيت به شمار مىآيد. پاسخ منفى ابن ابى عمير، سبب شد كه او به زندان بيفتد. هارون، بارها به بهانههاى مختلف، او را به زندان انداخت و وى را شكنجه كرد. در يكى از دفعات، به او يكصد و بيست ضربه شلّاق زدند و در نوبت ديگرى، يكصد و بيست هزار درهم از او گرفتند تا آزادش كنند.[١٧٨]
در اين شكنجهها، از او مىخواستند كه اصحاب امام كاظم (ع) را معرّفى كند و اسرار شيعيان را براى آنان، بازگويد.[١٧٩] او در زير ضربات چوپ و شلّاق دشمنان، ايستادگى مىكرد و سخنى نمىگفت. روزى اين ضربات، چنان شديد شد كه ديگر تاب تحمّل آن را نداشت. نزديك بود كه لب به سخن باز كند كه ناگاه، صداى يكى از شيعيان را شنيد كه مىگفت: اى محمّد! پروا، پيشه كن و روزى را كه براى محاسبه در برابر خدا خواهى ايستاد، به ياد آور.
[١٧٦]. همان، ص ٨٥٦، ش ١١٠٦.
[١٧٧]. رجال النجاشى، ص ٣٢٦، ش ٨٨٧.
[١٧٨]. رجال الكشى، ص ٨٥٦، ش ١١٠٦.
[١٧٩]. رجال النجاشى، ص ٣٢٦، ش ٨٨٧.