علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٦ - آفت تصحیف در روایات و راهکارهای شناسایی آن
عدم لزوم تبین در خبر عادل از آیه استفاده میشود، اما این که در کدام یک از اخبار وی میتوان به اطلاق لفظی تمسک کرد, آیا همه آنها را باید پذیرفت، یا یا این که قید اخبار مرتبط با شرع را به آن زد، یا قید اخبار دارای اثر عملی شرعی را؟ این قید هم معطوف به سیره عقلایی است یا نه؟ بالاخره باید تکلیف آن روشن شود.
البته طرح جواز استناد اخبار به خداوند در روایات تفسیری یا عدم جواز آن ـ که در بیانات هر دو بزگوار (آیات خویی و فاضل) طرح شده است ـ به نوع رجوع به مبنای آخوند است و فقهی کردن روایات غیر فقهی است. در این صورت، همه روایات اعم از اعتقادی و تاریخی و ... فقهی میشود؛ یعنی موقف عملی پیدا میکند و این مسأله قابل پذیرش نیست. فرض کنیم اگر کسی به روایات تفسیری اعتقاد قلبی پیدا کند، ولی استناد و اخبار ندهد، باز هم میتوان بر اساس این نکته (جواز استناد اخبار به خداوند در روایات تفسیری )حجیت را شامل آن دانست .
نکته آخر در بیان آیه الله معرفت است که اگر به روایات تفسیری مهر حجیت نخورد، موجب تضییع روایات خواهد بود. پاسخ، آن است که اصولاً نمیتوان این لازمه فاسد را دلیل به حساب آورد؛ چرا که بر فرض، چنین باشد و کسی به عدم حجیت روایات آحاد تفسیری اعتقاد داشته باشد، ولی راههای دیگر برای فهم قرآن کریم وجود دارد؛ مانند تفسیر قرآن به قرآن، یا تفسیر قرآن به عقل؛ حتی اگر راههای دیگر نیز بسته بود، نمیتوان این دلیل را پذیرفت؛ چرا که حداکثر این روایات هم مثل صدها و هزارها روایتی میشود که از دست رفتهاند و در آتش اختلافات مذهبی سوختهاند.
البته از همه اینها که بگذریم، به صورت عملی روایات آحاد تفسیری که شرایط حجیت را داشته باشند، نسبت به کل روایات نقل شده اندک هستند.
نتیجه