کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٣٧
اعراضهم , فليفعل ]( كه از راه اصلاح زبان شروع مى شود .
در خطبه ٢٣٣ مى فرمايد : ( اوصيكم عباد الله بتقوى الله , فانها حق الله عليكم ) چون كرامت بر محور تقواست , پس از حقوق خدا بر انسان كريم شدن است و به همين دليل در روايات آمده است كه خداى سبحان , مؤمن را آزاد گذاشت ( ان الله عزوجل فوض الى المؤمن اموره كلها و لم يفوض اليه ان يذل نفسه ) [١٤] به طورى كه مؤمن نمى تواند بگويد من مالك آبروى خود هستم , از اينرو نمى خواهم آبروى خودم را حفظ كنم و كريم و گرامى باشم . بلكه كرامت انسان حق خدا بر بنده است همچنانكه حفظ نفس , از حقوق خدا بر بنده است . لذا هم , ديگر كشى معصيت كبيره است و هم خودكشى . اگر تقوا حق خدا بر بنده است و تقوا محور كرامت است پس گرامى شدن نفس , حق خدا بر بندگان است . خداى سبحان انسان را براى گرامى شدن آفريد و اگر كسى خود را گرامى نداشت , حق الهى را پايمال كرده است . ( اوصيكم عباد الله بتقوى الله فانها حق الله عليكم , و الموجبه على الله حقكم ) البته ايجاب حق بنده بر خدا از باب تفضل است , چون ( كتب على نفسه الرحمه) [١٥] و گرنه هيچ حقى از مخلوق بر خالق نيست ( و ان تستعينوا عليها بالله , و تستعينوا بها على الله فان التقوى فى اليوم الحرز و الجنه و فى غد الطريق الى الجنه ) تقوا در دنيا , قلعه اى خوب و سپرى محكم است در برابر معاصى . امروز حرز و جنه ( سپر ) است و فردا راه جنت .
[١٤]- فروع كافى , ج ٥ , ص ٦٤
[١٥]- سوره انعام , آيه ١٢