کرامت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٣٨
آنگاه در قسمت هاى ديگر همين خطبه فرمود : ( كونوا عن الدنيا نزاها , و الى الاخره و لاها ) نسبت به آخرت حرص و وله داشته باشيد . البته اين بدان معنا نيست كه نسبت به دنيا بى توجه بوده و بيكار باشيد , ( چون يكى از بدترين نشانه هاى دنيازدگى همان بيكارى است ) بلكه مقصود آنست كه خود را از آنچه كه مانع كرامت است منزه كنيد .
هم اهل تسبيح باشيد و هم اهل تقديس , اهل تسبيح باشيد يعنى از نقص برهيد , و اهل تقديس باشيد يعنى به اين كمال فعلى اكتفا نكنيد( . سبوح و قدوس) يعنى ذاتى كه هم شايسته تسبيح است و هم سزاوار تقديس . تسبيح , تنزيه الحق تعالى عن النقص و العيب است و تقديس , تنزيه عن الكمال المحدود مى باشد . نه تنها خدا جهل ندارد , بلكه اين علمى كه , هم فرشتگان دارند و هم انسانها , شايسته خدا نيست .
مى فرمايد : كسى كه اهل تقواست از دنيا منزه است . ( و لا تضعوا من رفعته التقوى , و لا ترفعوا من رفعته الدنيا ) يعنى معيار ارزش انسان , بايد مشخص باشد . كسى را كه تقوا بلند كرد , شما پائين نياوريد و كسى را كه دنيا بلند كرد , شما او را بالا نبريد , معلوم مى شود دنيا در برابر تقواست . فجور به صورت دنيا ظهور مى كند و دنيا به صورت فجور در مى آيد .
در خطبه قاصعه , مى فرمايد : خداى سبحان براى اينكه انسان را كريم كند , مى گويد : گرامى ترين اعضاء را به خاك بماليد , تا به كرامت برسيد . از اين اعضاء و جوارح كه نعم الهى است , به عنوان كرائم ياد مى شود . چشم كريمه است , گوش كريمه است . در آن