سيناى فقاهت - موحد فاطمی، حسن - الصفحة ٢٨٣ - مصاحبه ها
آنجايى كه يك دوره كامل خدمت امام بودم ولى از خدمت مرحوم آقاى بروجردى خيلى كم استفاده كردهام، اصولًا بيشتر تحت تأثير روش تدريس امام بودهام و اسلوب تدريسم در اين علم تقريباً همان روش ايشان است؛ اگرچه در بعضى جهات با هم فرق مىكند.
ولى در فقه چون مدت نه سال در درس امام و يازده سال در درس مرحوم آيتالله بروجردى شركت كردهام، از روش هر دو متأثّر شدهام و روش تدريس من در اين زمينه مجموعهاى مركب از دو روش مذكور است؛ ليكن بايد اعتراف كنم به حدّى كه مرحوم آيتالله بروجردى در مقام تحقيق و تدريس، به اقوال و روايات اهل سنت مىپرداختند، من نمىپردازم؛ اما تحت تأثير تربيت اين دو بزرگوار، به روايات احكام، اهميت خاصى مىدهم؛ زيرا بسيار ديده مىشود برخى بزرگان به علت عدم دقت كافى در روايات، دچار انحراف در فتوا شدهاند و در يك كلمه به علت آنكه اساس فقه ما را روايات تشكيل مىدهد، براى دقّت در روايات و درك صحيح مفاد آن اهميت فراوانى قائلم.
نور علم: با توجه به مسائلى كه اخيراً مطرح شده، سؤالى در مورد تعريف اجتهاد داشتيم. سابقاً مسئل اجتهاد توسط برادران روشنفكر مذهبى مورد ارزشيابى قرار گرفته، نظرياتى هم به عنوان حاصل مطالعات خود داده بودند كه پارهاى از گروههاى مذهبى كشورمان را چه پيش از انقلاب و چه بعد از آن تحت تأثير خود قرار داده بود. حضرت امام هم خطاب به اعضاى شوراى نگهبان و اساتيد حوزه، نصايحى پيرامون درسهاى طلبگى حوزه و مسائلى كه در ارتباط با تغييرات و تحوّلات فعلى دنيا مطرح است، ايراد فرمودهاند. نظر حضرتعالى در اين موضوع چيست؟
در مورد شرايط فعلى آيا اجتهاد يك معناى جديدى پيدا كرده و يا شرايط خاصى بر شرايط موجود آن اضافه شده؟ بايد عرض كنم: نظر شخص امام در بيانات متعدّد، مخصوصاً در بعضى از شرفيابيها كه