روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٥ - ترجمه
كس نپرداخت و از بنى اسرايل ياد نكردند تا شب بدان مشغول بودند،به شب بخفتند [١]،بر دگر روز برخاستند [٢]انتظار مىكردند [٣]تا بنى اسرايل به خدمت ايشان روند بر عادت،كس نمىرفت،[١٥٦-پ]و كس [٤]از ايشان پديد نبود،بر خاستند و سرايهاى ايشان بديدند كس در [٥]نبود،جملۀ [٦]برفته بودند،برفتند و فرعون را خبر دادند [٧]،از آن بياشفت و گفت: إِنَّ هٰؤُلاٰءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ [٨]-الآيات [٩].
آنگه بفرمود:تا لشكر جمع شدند،و فرعون بر نشست با هزار هزار و ششصد [١٠]هزار مرد.
محمّد بن كعب گفت:در لشكر او صدهزار اسب سياه بودند بيرون از دگر شيات، و آن جماعت كه خاصّۀ فرعون بودند براى آنكه او شعار و جامۀ سياه داشت.اين صدهزار مرد جمله با جامههاى [١١]سياه و اسبان سياه و با راياتهاى [١٢]سياه بودند،و هارون-عليه السّلام-بر مقدّمۀ لشكر بنى اسرايل بود و موسى-عليه السّلام-بر ساقه بود، چون موسى و بنى اسرايل به كنار دريا رسيدند،مقدّمۀ لشكر فرعون به ايشان رسيده بودند [١٣]هفتصد [١٤]هزار مرد،هر مردى با اسبى تا زنده و خودى بر سر نهاده و حربهاى به دست گرفته،چون قوم موسى ايشان را بديدند،گفتند:يا موسى!چه چاره است؟از پيش درياست و از پس لشكر فرعون!اگر در دريا رويم [١٥]غرق بباشيم [١٦]،و اگر مقام كنيم بر دست اينان كشته شويم.موسى-عليه السّلام-گفت: كَلاّٰ إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ [١٧].
آنگه خداى تعالى وحى كرد به موسى كه:عصا بر دريا زن،او همچنان كرد.
خداى تعالى دوازده راه خشك در دريا پيدا كرد به عدد اسباط بنى اسرايل تا هر
[١] .آو،آج،بم،لب،آز:بودند نخفتند.
[٢] .آو،آج،بم،لب،آز+و.
[٣] .آج،لب،آز:انتظار مىبردند.
[٤] .مل،لب،آز:كسى.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+او.
[٦] .آج،لب،آز:و جمله.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز آز+فرعون.
[١٧] [٨] .سورۀ شعراء(٢٦)آيۀ ٥٤.
[٩] .آج،لب،آز:الآيه.
[١٠] .آو،بم،مل:شصد.
[١١] .اساس:جامها/جامهها.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:رايات،مل:رايت.
[١٣] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:بود.
[١٤] .آو،آج،بم،مج،لب:هفصد.
[١٦] [١٥] .آو،آج،بم،لب:آز:شويم.