روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٤ - ترجمه
رسول اين آيت مىخواند،گفت:اين كلام كيست؟گفتند [١]:كلام خداى.گفت:
بيع و اللّه مربح لا نقيله و لا نستقيله.آنگه با رسول-عليه السلام-به غزات رفت، بازنگشت تا شهيد شد [٢].اصمعى انشا[د] [٣]كرد اين بيتها،[و گفت:صادق راست -عليه السلام]: [٤]
أثافي من بالنفس النفيسة ربّها
فليس لها فى الخلق كلهم ثمن
بها نشترى الجنّات ان انا بعتها
بشيء سواها انّ ذلكم غبن
اذا ذهبت نفسي بدنيا اصبتها
فقد ذهب الدنيا و قد ذهب البدن [٥]
و گفت،صادق-عليه السلام-گفتى:يا [٦]دون همّت!تو خود را نمىشناسى،نگر كه خويشتن جز به بهشت نفروشى كه بهاى تو بهشت است، بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ،و انشد الحسين بن عاصم الكوفى:
من يشتري قبة فى الخلد عالية
في ظلّ طوبى رفيعات مبانيها
دلالها المصطفى و اللّه بائعها
ممن اراد و جبريل مناديها
قوله: يُقٰاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّٰهِ ،در جاى حال است،يعنى مقاتلين في سبيل اللّه.در آن حال كه ايشان مقاتلت و كارزار كنند در سبيل خداى،يعنى جهاد با كافران.
فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ ،مىكشند ايشان دشمن را و نيز ايشان را مىكشند و جاى هر دو حال است[١١٧-پ]،اى قاتلين و مقتولين در حال كه كشنده باشند و كشته،بعضى كشنده و بعضى كشته و روا بود كه يك مرد هم كشنده باشد به اول و هم او به آخر كشته.و اما بر قرائت حمزه و كسائى و خلف كه به عكس خواندند:فيقتلون و يقتلون،على تقديم المقتولين على القاتلين،هم اين معنى درست آيد،براى آنكه «واو»ايجاب ترتيب نكند.و وجهى ديگر از او آن است كه:ايشان را بكشند و آنگاه آن باقى مسلمانان كشندۀ [٧]ايشان را بكشند. وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا ،نصب او،در وجه را
[١] .مل:گفت.
[٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل:شهيد نشد.
[٣] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ مل،افزوده شد.
[٤] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٦] .آو،آج،بم،لب:اى.
[٥] .همه نسخه بدلها:الثمن.
[٧] .آو،آج،بم،لب:كشندگان،مج:كشتندگان.