روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٥ - ترجمه
-صلوات اللّه عليهم-نه از گناه باشد،چه گناه برايشان روا نيست [١]نه صغيره و نه كبيره بههيچوجه،و به نزديك ما توبه را اثر نبود در اسقاط عذاب [٢]،و انّما اسقاط عقاب خداى كند-جلّ جلاله-عند توبه به تفضّل و حظّ توبه در تحصيل ثواب باشد و قبول توبه از خداى تعالى به معنى ضمان ثواب بود بر او.و توبه،طاعتى است از طاعات،و حظّ طاعت [٣]ثواب بود نه اسقاط عقاب،و توبۀ پيغامبران-عليهم السّلام-بر سبيل خشوع و خضوع و اخبات و انقطاع بود با خداى تعالى،و توبۀ معصومان هم بر اين وجه باشد،امّا توبۀ مهاجر و انصار آنكه [٤]از ايشان عصمت او درست شود توبۀ او هم بر اين وجه بود،و توبۀ ديگران چون توبۀ ما باشد از گناه از كبيره و صغيره.
و حقيقت توبه بيان كرديم كه چه باشد،و در لغت رجوع باشد،و تاب اللّه على العبد،آن باشد كه رحمت به سر او آرد [٥]،آنگه وصف كرد ياران رسول را از مهاجر و انصار و گفت:آناناند كه متابع اويند در وقت عسرت و آن ساعت دشخوارى [٦]بود و تنگى طعام و شراب و نايافت چهار پاى در غزات تبوك.
جابر بن عبد اللّه الانصارىّ گفت،سه عسرت بود:عسرت آب،و عسرت زاد،و عسرت چهار پاى.مردم گرسنه و تشنه،پياده مانده بود [٧]به حدّى كه ده مرد [٨]را يك شتر بود،به مراوحه بر او نشستندى به نوبت و فرومىآمدندى و زاد ايشان خرماى بد [٩]و جو بود [١٠]و روغن گاو طعم بگردانيده،يك خرما از مزاده[١٢٠-ر]بگرفتندى و مردى در دهن نهادى و يكدو بار بمژيدى تا [١١]به صاحبش دادى تا بر هر ده بگرديدى،آنگه با استخوان آمده[بودى] [١٢]آنگه جرعۀ آب بر سر آن بازخوردى [١٣].
عبد اللّه عبّاس گفت:بىآبى و سختى صحابه در غزات تبوك به جايى رسيد
[١] .آو،بم:بر ايشان راه نيست.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:عقاب.
[٣] .آو،آج،بم:توبه.
[٤] .آو،آج،بم،مل،لب:آنان.
[٥] .آج:با سر آورد.
[٦] .مج:دشوارى.
[٧] .آو،آج،بم،مل،مج،لب:بودند.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:به ده مرد.
[٩] .آو،بم،مج،لب:خرماى بد بود.
[١٠] .مل:خويد،آو،آج،بم،مج:جويد.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:بمزيدى و.
[١٢] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،افزوده شد.
[١٣] .مل:بازخوردندى.