روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٩٥ - ترجمه
قعدت [١]بهم [٢]قدم الفخار و عرّدت
انسابهم منفضة [٣]من خالف
قال الكافرون،كافران گفتند:اين سحرى است روشن،و«هذا»اشارت باشد به قرآن كه ذكر او رفت في قوله: [٤]تِلْكَ آيٰاتُ الْكِتٰابِ الْحَكِيمِ ،و كوفيان خواندند: إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ مُبِينٌ ،بر وزن فاعل.بر اين [٥]قرائت،«هذا»اشارت باشد به رسول-عليه السّلام-حاشاه من ذلك.
قوله: إِنَّ رَبَّكُمُ اللّٰهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيّٰامٍ ،حقتعالى گفت:خداوند شما آن خداى است كه آسمانها و زمينها بيافريد در شش روز،به اين مدت انشا كرد و اختراع آن را [٦]با چندين انواع بدائع و عجايب.و بيان كرديم كه لفظ «رب»در حقّ خداى تعالى مطلق گويند،و در حقّ جز خداى مقيّد. ثُمَّ اسْتَوىٰ عَلَى الْعَرْشِ ،و بر عرش مستولى شد،و مثل اين آيت در [٧]سورة الاعراف ذكر برفت،و در خلق آسمان و زمين در اين مدّت،با آنكه قادر بود كه به يك طرفة العين بيافريند،در او دو قول گفتند:يكى آنكه،دانست كه فريشتگان را در آن لطفى و اعتبارى باشد،و روا بود كه ديگر [٨]مكلّفان را چون بشنوند هم لطف باشد.و وجه دوم آنكه:بتدريج آفريد،چنان كه آدمى را بتدريج مىرساند از حال به حال تا دورتر باشند از ايهام [٩]اتّفاق و دعوى طبع و ايجاب و آنچه ملحدان و مبطلان گفتند في قوله [١٠]: يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ،كارها به تدبير و تقدير مىفرمايد.و ابو القاسم گفت:روا باشد كه خلق آسمان و زمين به اين مدّت راست شود،و مقدور نبود به يك ساعت آفريدن، كالجمع بين الضدّين و ان يكون الحركة الّا في محلّ.و اين چيزى نيست براى آنكه اين اختراع جواهر است،و جواهر در وجود موقوف نيست بر وقتى دون وقتى،پس هيچوقت نباشد و الّا قادر الذات قادر باشد بر آنكه چندان كه خواهد بيافريند ما دام تا در ازل نباشد،و نه چنين است جمع ضدّين و احتياج حركت به [١١]محلّ،آنگه گفت:
[١] .آو،بم،فعدت،آج:فقدت،لب:قعدت.
[٢] .آو،آج،بم،به.
[٣] .اساس:مرفضة،به قياس با نسخۀ آو،تصحيح شد.
[٤] .آج،مل،مج،لب+الر.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:و بر اين.
[٦] .آو،آج،بم،لب:آنان را.
[٧] .همۀ نسخه بدلها،بجز مل+تفسير.
[٨] .آج:ذكر.
[٩] .آج،بم:ابهام.
[١٠] .مل،مج:و قوله،آو،آج،بم،لب:قوله.
[١١] .آو،آج،بم،لب:در.