روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٧ - ترجمه
و ضمير در ملائهم در او دو قول گفتند،يكى آنكه:راجع است با فرعو[ن و قومش] [١]و يكى آنكه:راجع است با ذرّيّه،كه ايشان فرزندان قبطيان بودند بر قولى.و قولى [٢]سه ديگر آن است كه:راجع است با فرعون على لفظ الملوك لانّهم يقولون:قدم الملك فنزلوا [٣]من موضع كذا،اى هو و اصحابه.آنگه گفت: أَنْ يَفْتِنَهُمْ [٤]، بر لفظ واحد براى آنكه حكم فرعون را بود و قوم او تبع او بودند و به راى [٥]او.
در [٦]«فتنه»،چند قول گفتند،يكى آنكه:يصرفهم عن دينهم،كه ايشان را از دين خود بر گرداند،يكى آنكه:يعذّبهم،ايشان را هلاك [٧]كند و يكى آنكه يقتلهم،بكشد ايشان را. وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعٰالٍ فِي الْأَرْضِ [١٥٥-ر]،و فرعون در زمين متكبّرى و جبّارى بود و از جملۀ مسرفان و متجاوزان بود از حدّ و قدر و اندازۀ خود.
آنگه حكايت آن كرد كه،موسى-عليه السّلام-قومش را گفت از تسليت و تقويت دل و استمالت،گفت [٨]:يا قوم!و الاصل،يا قومي،اگر چنان كه ايمان آوردى به خداى،توكّل بر او كردى [٩]اگر مسلمانى،براى آنكه از حقّ مؤمنان و مسلمانان آن بود كه،بر خداى توكّل كنند در كارها،و من توكّل عليه كفاه،هركه توكّل بر خداى كند مهمّاتش كفايت كند.و فايده در تقديم جارّ و مجرور بر فعل آن است كه:توكّلوا عليه لا على غيره،چنان كه گفت: إِيّٰاكَ نَعْبُدُ [١٠]،و المعنى، نعبدك و لا نعبد سواك.
ايشان جواب دادند هم [١١]بر اين طريق كه: عَلَى اللّٰهِ تَوَكَّلْنٰا ،بر خداى توكّل كردهايم لا غير،آنگه دعا كردند و تضرّع كردن گرفتند،بقولهم [١٢]:
[١] .اساس:ندارد،به قياس با نسخۀ آج،افزوده شد.
[٢] .آج،بم،لب،آز:قول.
[٣] .اساس:فتزلوا،به قياس با نسخۀ آج،تصحيح شد.
[٤] .اساس:ان يعينهم الله،به قياس با نسخۀ آج،و ديگر نسخه بدلها،و با توجه به متن قرآن مجيد تصحيح شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:بر رأى.
[٦] .آو،بم،مج:و در.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:عذاب.
[٨] .آج،لب:گفته.
[٩] .همۀ نسخه بدلها،بجز مج:كنيد.
[١٠] .سورۀ فاتحه(١)آيۀ ٥.
[١١] .آو،بم:و عندهم.
[١٢] .اساس:قولهم،به قياس با نسخۀ آو،و ديگر نسخه بدلها،تصحيح شد.