روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٢ - ترجمه
عبد اللّه عبّاس گفت در عهد رسول-عليه السلام-مردى بود قرآن بسيار مىخواندى،او را وفات رسيد.رسول-عليه السّلام-بر او نماز كرد و او را دفن كرد، آنگه گفت:
رحمك اللّه انّك كنت لأوّاها، خداى بر تو رحمت كناد كه تو اواه بودى،يعنى قرآن بسيار خواندى.و گفتهاند [١]:آن باشد كه آواز بلند بردارد به ذكر خداى و دعا و قرآن،و در آن ميانه آه بسيار گويد:و در خبر است كه ابراهيم -عليه السّلام-[بسيار] [٢]گفتى:
آه من النّار قبل ان لا تنفع [٣]آه،آه از دوزخ پيش ازآنكه آه سود ندارد.
شعبه روايت كرد از ابو يونس كه او گفت:در مدينه قاضيى بود،او روايت كرد از أبو ذر كه،أبو ذر گفت:مردى بود كه گرد خانه طواف كردى و در ميانۀ دعا گفتى:
آوه آوه [٤]!ابو ذرّ،رسول را گفت:يا رسول اللّه!نيك است اين كه اين مرد مىكند.
رسول-عليه السّلام-گفت:
دعه فانّه اوّاه ،گفت:رها كن او را كه او اوّاه است.
گفت شبى بيرون آمدم رسول را ديدم كه او را به دست خويش به چراغ دفن مىكرد.
نخعى گفت:اوّاه،فقيه باشد.فرّاء گفت:آن باشد كه از گناه آه كند.سعيد جبير گفت:معلم خير باشد.عطا گفت:تايب باشد از جملۀ معاصى كه خداى تعالى آن را كاره بود.ابو عبيده گفت:آن باشد كه از سر ترس آه بسيار گويد و از سر نفس [٥]تضرّع كند و ملازم طاعت باشد.زجاج گفت:اين قول جامع است هر چيزى را كه در اوّاه [٦]گفتند:و اصل او از تأوّه است،و آن آه گفتن باشد [٧]از درد دل و فعل از او تأوه آيد يتأوه [٨]آيد،و أوّه يأوه تأويها،قال المثقب العبدى:
اذا ما قمت ارحلها بليل
تأوه آهة الرّجل الحزين
و قال الرّاجز:
تأوه الرّاعي و ضوضى كلبه
[١] .آو،بم:گفتهان.
[٢] .اساس:ندارد،از آو،افزوده شد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:ينفع.
[٤] .آج:اوّاه اوّاه.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:يقين.
[٦] .آو،آج،بم:در واه.
[٧] .در اساس،عبارت:هر چيزى را...آه گفتن باشد،تكرار شده است.
[٨] .ديگر نسخه بدلها:تأوّه يتأوّه.